آی طنز > محمود فرجامی > گفتگوی خودمانی با رئیس جمهور خودمانی

گفتگوی خودمانی با رئیس جمهور خودمانی

محمود فرجامی | ۲ شهریور ۱۳۸۸

خوشبختانه رسیدن به مقامات بالا حتی در حد ریاست جمهوری برای افراد عادی فراهم شده است و با روال رو به رشدی که گرفته روز به روز هم فراهم تر می شود. مثلا خود من که تا چند سال حتی خجالت می‌کشیدم بگویم آرزو دارم که رئیس جمهور شوم؛ الان نه فقط این آرزو را دست‌نیافتنی نمی‌دانم بلکه به فکر تشکیل کابینه هم افتاده‌ام! واقعا هر طور که فکرش را بکنیم هیچ کاری ندارد. بالاخره هر آدمی بیست سی نفر دوست و آشنا که دارد. همانها را منصوب می‌کنم و چیزی هم که راحت‌تر از همه است تراشیدن دلیل و توجیه است که همه‌ی ما در آن استاد هستیم؛ به خصوص حالا که روز به روز لحن‌ها هم خودمانی‌تر می‌شود. اصلا فرض کنیم همین الان در مورد اعضای کابینه مصاحبه‌ی زنده‌ی تلویزیونی دارم؛ ببینید چقدر کار ساده است:

مجری: آقای رئیس جمهور خیلی ممنونم از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.
من: قابلی نداشت. چیزهای دیگه هم اگر بخواهید در اختیارتون می‌گذارم. ما متعلق به مردمیم و همه‌ی اعضای کابینه و اعضای دولت و حتی اعضای خود من مال مردمه.

مجری: متشکرم. من می‌خواستم در مورد اعضای کابینه از شما سوال کنم. روال انتخاب چطور بوده؟
من: سوال خوبیه. ببینید همونطور که گفتم ما مال مردمیم و مردم مال ما هستن. من برای انتخاب اعضای کابینه و معاون‌های خودم به همه گفتم هرکی رو دارن بیارن معرفی کنن و در عرض مدت کوتاهی 2449095 نفر توسط اطرافیونشون یا خودشون معرفی شدن که مدارکش هم موجوده. خیلی از اینها استاد دانشگاه بودن، بعضی ها دانشجو، یه عده‌ای کاسب، خیلی‌ها زن بودند و حتی یه جوونی از ساوجبلاغ یا پاوه یا خاش یا یه همچو جایی ورداشته بود مادر پیرشو پشتش کرده بود آورده بود که بذاریمش رئیس سازمان تربیت بدنی. خب این خیلی عالیه و من هم خیلی استقبال کردم. ما همه‌ی این افراد رو طی مدت نه روز بررسی کردیم و سی چهل‌تا از اون دونه درشت‌ها و آبدارهاشو جدا کردیم که الان معرفیشون می‌کنم. اول مجید فرجامی وزیر نیرو. شما نمی‌دونین این جوون چه جوون ماهیه. من از بچگی، یعنی سه ساله بودم که به دنیا اومد، بله از اون موقع ایشون رو می‌شناسم خیلی عالیه برای این پست و ما به طور اتفاقی بین اون همه آدم اینو پیدا کردیم و به توانایی‌هاش پی بردیم و به همین خاطر وزیر نیرو گذاشتیمش.

مجری: خیلی عالی. اما عده‌ای این تشابه اسمی را...
من: ببینید من نمی‌خوام جسارت کنم ولی فکر می‌کنم این حرف‌ها ناشی از بدخواهی و بدفهمی و کج‌سلیقگی و سو نیت و بی‌شعوری باشه که مطرح میشه؛ والا چرا باید مطرح بشه؟ کجای قانون نوشته شده که تشابه اسمی جرمه؟ اصلا فرض کنیم داداشم باشه. به کسی چه مربوطه؟ خب به اینا رو بدی لابد فردا می‌گن این خانم دکتر مهسا فرجامی که برای وزارت بهداشت معرفی کردم هم با من تشابه اسمی داره. خب داشته باشه. من یه جا گفتم این دختر به قدری ماهه که آدم دلش می‌خواد گازش بگیره. البته آن موقع‌ها چهار سال بیشتر نداشت ولی الان که ترم سوم دامپزشکیه اوضاع فرق می‌کنه و اگر کسی گازش بگیره قطعا باید بهش آمپول هاری زد. ولی اینها همه‌ش بهانه است. شما همین مهندس مشهدیان رو که هیچ تشابه اسمی هم با من نداره در نظر بگیرین. شما نمی‌دونین این جوون چقدر قابلیت داره. چقدر جرات و جسارت داره حتی یه جای دیگه‌ای گفتم مثل هندونه با تخم ژاپنی می‌مونه، بس که تخم داره این بچه! خب ما چرا این جوون که الحمدلله 22 سال سن و تجربه‌ی کار اجرایی داره رو نذاریم که وزارت صنایع و معادن رو عین فرفره بچرخونه ؟چون یه عده ممکنه بگن مثلا ابوی ایشون شوهر دخترِ پدر و مادر بنده هستن؟ خب باشن. اصلا نصف مردم ایران از این جور نسبت‌های دور با هم دارن، مدرکش هم موجوده.

مجری: بسیار بسیار عالی. با این حال و از آنجایی که همونطور که خودتون اجازه فرمودید که این گفتگو چالشی باشه می‌خواستم عرض کنم که... بله... بعضی‌ها...
من: اووف چقدر طولش می‌دی. بخون دیگه.

مجری: آخه بدخطه.
من: بیخود کردی. متن تایپ شده با فونت نازنین 16 رو نمی‌تونی بخونی چه ربطی به خط داره؟

مجری: جسارته ... ولی یه جاهاییش با دست نوشته شده.
من: اصلا نمی‌خواد بخونی. جواب سوالو همینجوری می‌دم... دقیقا درسته. همه‌ی این افراد رو من از قدیم می‌شناسم. ما هیچ وقت هم مدعی نبودیم که اینها بهترین و شایسته‌ترین آدم‌ها در سطح کشور هستند بلکه اینها اونهایی هستن که ما تونستیم از بین افراد معرفی شده دستچین کنیم. خب ببینید بین اون پیرزنی که پسرش ورداشته بود از ساوجبلاغ یا پاوه یا خاش یا یه همچو جایی آورده‌بودش و این «جواد توشله» که ما از بچگی با هم بازی می‌کردیم و اتفاقا خیلی هم به گل کوچیک علاقه داشت ما باید یکی رو انتخاب می‌کردیم که بشه رئیس سازمان تربیت بدنی و هرچند که اون خانم محترم این حسن رو داشت که پرونده‌ی اختلاس نداشت ولی توجه کنید که ایشون 89 سال سن داشت و فقط همون موقعی که داشت با من صحبت می‌کرد سه بار بی‌اختیاری ادرارش عود کرد؛ چون اولین شرط ریاست این پست اینه که بی‌اختیاری ادرار نداشته باشه و بدونه کجا کارشو بکنه؛ پس نمی‌تونست رئیس سازمان تربیت بدنی بشه و در نتیجه از نظر عقلی حسن توشله باید رئیس سازمان تربیت بدنی می‌شد که شد.

مجری: کاندیدای دیگری بجز این دو نفر برای پست ریاست تربیت بدنی نبود؟
من: اینا رو برات توی برگه نوشته‌ان؟

مجری: نخیر. استثنائا بدون هماهنگی پرسیدم.
من: بی‌جا کردی!

مجری: چشم. سوال بعدی... بله... بعضی‌ها می‌گن که شاید این افراد در اخذ رای اعتماد از مجلس دچار مشکل بشن.
من: ببینید من نمی‌خوام باز هم جسارت کنم ولی این حرف‌ها ناشی از یک چیزهایی می‌شه که نمی‌شه اونها رو توی تلویزیون برای مردم رو کرد. ولی در مجموع من فکر می‌کنم و شما هم باید فکر کنید که اینها ناشی از حسادت و عدم آشنایی با قانون می‌شه. اینکه تمام وزرا، یا از اعضای خانواده‌ی من و یا از دوستان قدیمی‌ام هستند دلیل هیچ چیزی نمی‌شود. همینکه خودم نیامده‌ام شخصا تمام این وزارتخانه‌ها را سرپرستی کنم خیلی جای تشکر داره در حالیکه همه می‌دونن که من کارشناس ارشد در تمام امور هستم و به راحتی از پس این کارها برمی‌آیم اما گفتم بگذار این چهارتا جوان و رفیق قدیمی هم نان بخورند. بد کردم؟ خوب بود مثل بعضی از مدیران ندید پدید تا به جایی رسیدم همه چیز از یادم بره؟ اینه مزد قدرشناسی حاجیت؟! تازه اینهایی که دم از قانون می‌زنن بفرمایند کجای قانون اساسی نوشته شده است که تشابه اسمی جرمه و رئیس جمهور نمی‌تونه از جوون‌ها یا افراد شایسته‌ای که قبلا می‌شناخته در کابینه اسفاده کنه. من همینجا جلوی شما و چند صد میلیون بیننده اعلام می‌کنم اگر اونها تونستن یک خط از قانون اساسی بیارن که نوشته باشه رئیس جمهور موظفه از افراد ناشایسته‌ای که قبلا اونها رو نمی‌شناخته برای تشکیل کابینه استفاده کنه؛ من خودم رو آتیش می‌زنم اما اگه همچین چیزی رو نتونستن بیارن ساکت بشن و اینقدر زرت و پرت نکنن.

مجری: بسیار بسیار عالی. از طرف خودم و بیننده‌ها از شما تشکر می‌کنم.
من: جیگرتو بخورم. به هر حال همونطوری که گفته بودم ما مال مردیم و مردم مال ما هستن. در دوران انتخابات به بخش اول این شعار زیبا عمل شد و این چهار سال باقی‌مانده به بخش دومش عمل می‌کنیم که در این صورت چنان فضای همدلی‌ای پیش می‌آید که نیازی به این حرف‌ها نیست.

#1 | روزبه
دمت گرم خيلي باحال بود... ولي عكست مثل هلو نميمونه كه بشه خوردت!!! پس امكان وزير يا رئيس جمهور شدنت خيلي كمه !! بيشتر هلو شو....
#2 | سروش
آقا ما ترکیدیم از خنده...
خدا نکشه شما را!
شما واقعا یک کارشناس ارشد هستید!
#4 | محمد
اعضا رو خوب اومدی
#5 | سینا | URL
چرا احمدی‌نژاد به جای هلو از انگور یا شنبلیله استفاده نکرد؟

http://delbastegi.wordpress.com/2009/08/24/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%84%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%88%d8%b1-%db%8c%d8%a7-%d8%b4/
#6 | رضا | URL
محمود فرجامی دوستت دارم .
ترکاندندی!بسی مشعوف گردیدیم یا کپل
بعد از دیدن نمایش دفاعیات و چهره های غمگین و داغون معترفین!!! یه کم خندیدم.مرسی
#9 | mahdi
namordimo ghiafeye "mim-fe" ro didim
rastesh fek nemikardam in shekli bashid fek mikardam rish darid!
movaffagh bashid karatoon aliyan
#10 | Girinov | URL
Terkoondi, na pookoondi mahmud khan. Manam karshenasam, mitunam to kabinat basham, hoolooiam ke nago...
مرض هاري رو مليح اومدي

نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.