itanz.net


پذیرایی!

مهدی استاداحمد | ۳۰ مرداد ۱۳۸۸

شخصی افتاد توی یک گونی
رفت با پای خود به مهمونی

آنچنان شد از او پذیرایی
شد تمام مجاری‌اش خونی!

صبح، صبحانه نانِ‌تست و کره
ظهر ششلیک، شام بریونی

قیمه و قورمه‌سبزی مخصوص
کل انگشتها فسنجونی

پشت هم مرغهای سوخاری
وای عجب سینه‌ای عجب رونی!

موز ِ ممتد، خیار ِ طولانی
تازه با قطر ِ غیر قانونی!

یک پذیرایی مفصل‌تر
از پذیرایی همایونی

میهمان حریص بی‌جنبه
در شگفت از چنین فراوونی

پخته خورده، نپخته قی می‌کرد
بی‌شعور ِ کثافتِ احمق!
***
بیم دارم که شرح بیش از این
بنشاند عرق به پیشونی

این فقط شرح یک ضیافت بود
اصل موضوع را که می‌دونی...

نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/2009/08/post_59.php