از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است و اگر قرار باشد جایی را بهتر معرفی کنیم «خانه ملت» ارجح است. بالاخره ما حتی اگر شهروند درجه دو هم باشیم گاهی جزو ملت محسوب میشویم و آنجا قرار است گاهی خانه ما هم باشد، از این رو امروز به مجلس میپردازیم که جدا پرداختنی است. از آنجایی که در جهان همه چیز در حال تغییر و تحول است، مجلس هم در همه جهات دچار تغییر و تحولاتی شده که غفلت از آنها چه بسا باعث اشتباه، بدفهمی، توقع بیجا و سایر امور شود. از جمله این تغییرات، تغییر در معانی اصطلاحات است که از سوی «بعضی» از مجلسنشینان محترم جاری و ساری شده است. در زیر به بعضی از اصطلاحات و معانی جدید آنها میپردازیم:
احسنت: آفرین، دمتگرم که حرفهایی که با هم هماهنگ کردیم را میزنی. خوشم آمد.
چرا میکروفن مرا قطع میکنید؟ چرا نمیگذارید هر چه بدو بیراه بلدم از تریبون مجلس و رادیو به دیگران حواله کنم؟
از دولت خدمتگزار حمایت میکنیم: هر بودجهای که دولت خواست برایش تصویب میکنیم و با هر لایحه آن موافقت میکنیم و در مقابل انحراف از برنامهها و حیف و میلهای آن مثل بچههای خوب هیچ حرفی نمیزنیم، بلکه گوشه چشمی هم به ما داشته باشد.
حقوق ملت: علائق و خواستههای خودمان، منافع باندخودمان.
تذکر آییننامهای دارم: اگر این نمایندهای که دارد برخلاف میل من حرف میزند را ساکتش نکنید، خودم میآیم آن میکروفن را توی حلقش فرو میکنم.
حقوق زنان: حقوق مردان.
حمایت از خانواده: حمایت از چند همسری.
لایحه بودجه: خرج اتینای دولت.
صداوسیما به وظیفه خود عمل کند: صداوسیما اعترافات دستگیرشدگان اخیر را به طور مکرر پخش کند تا ما دلمان خنک شود.
دولت محترم به نظر مجلس احترام بگذارد: تو را به خدا این قدر به ما بیاعتنایی نکنید دکتر جان! ... ما برای شما از جان و آبرو مایه گذاشتیم، آن وقت شما میروی از بیرون وزیر انتخاب میکنی؟ یعنی این درست است؟ حتما باید التماس کنیم؟
جنجالگران: خبرنگاران مستقل.
تقاضای اندکی وقت بیشتر دارم: یک دهن خواهم به پهنای فلک تا با بولدوزر از روی مخالفان سیاسیام رد شوم و اگر این وقت را به من ندهید، وای به حالتان.
دشمن: مخالفان، کسانی که به من رای ندادهاند.
دلسوزانه هشدار میدهم: کمکم دارم عصبانی میشوم و اگر آن رویم بالا بیاید وای به حالتان.
مردم فهیم وانقلابی: آن دستهای از مردم که با من همفکر هستند.
فریب خوردگان: آن دستهای از مردم که با من همفکر نیستند، تقریبا همه!
افراد صالح: خود من، من و یکی دو تا از دوستان و باجناق و داماد بزرگم.
شایسته سالاری: انتخاب من به عنوان وزیر، استخدام افراد خانوادهام در پستهای مدیریتی
قوه قضائیه پاسخگو باشد: لطفا هوای ما را بیشتر داشته باشید و مخالفان ما را تحت پیگرد قرار دهید.
مهمانان عزیز: تماشاچیهایی که دارند ساندیس و تیتاپ میخورند.
افکار عمومی: افکار افرادی که از ما خوششان میآید.
اذهان فریب خورده: افکار عمومی.
اصلاحیه: کشک.
اقدام شود: (معمولا به صورت پاراف) این بابا پا شده، آمده مجلس یک نامه هم دستش گرفته که من به مشکلاتش رسیدگی کنم. بدین وسیله از سر خودم بازش میکنم، شما هم یک جوری که دلش نشکند ردش کنید برود پی کارش.
انشاالله یک وقت دیگر: اَه... کنه! برو پی کارت دیگه، سه روزه سیریش شدی... یکی این را بیندازید بیرون.
صهیونیستی: هر چیزی که من ازش خوشم نیاید.
روشنفکران خودفروخته: اینهایی که هی کتاب مینویسند و از ما خوششان نمیآید.
اتحاد و همدلی: متهم شدن مخالفان ما به وسیله من و دوستان با رضایت کامل طرفین.
هوچیگران: معترضان.
مردم آنها را بهسزای اعمالشان خواهند رساند: دوستان و اعضای ستاد پدرشان را درمیآورند.
مردم تحمل نخواهند کرد: من و دوستان تحمل نمیکنیم.
از دولت محترم سپاسگزارم: با نهایت قدرت پاچهخواری کرده و تقاضای عنایت دارم. دستکم این آقازاده کوچیکه ما را در وزارت امور خارجهای، جایی دستش را بند کنید. ثواب دارد بهخدا.
استقلال قوا: [حرف اضافه است و معنا و مفهوم خاصی ندارد]
حرکت خودجوش: حرکت مردمی با اعلام قبلی و مساعدت ارگانهای خاص و کمک بروبچهها خودی.
عدهای مزاحم: جمعی از مردم از جمله کارگران، کارمندان، معلمان، رانندهها، زنان و دانشجوها که در جلوی مجلس تجمع میکنند و خواستار بازگشت بهکار، پرداخت حقوق معوقه، استخدام رسمی، بهبود شرایط کار، حقوق برابر و بازگشت به دانشگاه میشوند.
جوانگرایی: میدان دادن به بچهها و برادرزادهها و خواهرزادههای من.
کمیسیون: عدهای که دور هم جمع مینشینند و در مورد تخصصهایی که معمولا ندارند، حرفهای تخصصی میزنند، گعده، محل چک و چانه زدن با نمایندگان دولت.
تلفیق: قر و قاطی کردن.
اقناع شدیم: لابی کردند و ما را راضی کردند. خدا بدهد برکت!
تجربه ایشان مدنظر قرار گیرد: حالا درست که مدرکش تقلبی است ولی دوست ما که هست.
مردم قدردان هستند: مردم قدر ما را میدانند. مردم قدر ما را باید بدانند.
فضای مسموم: فضایی که در آن مردم از ما خوششان نمیآید.
بعضی حرفها را از این تریبون نمیتوان گفت: ضایعه حاجی!
----------------------
بازنشر از روزنامهی «تهران امروز»