itanz.net


نه افروغ... تن نده!

محمود فرجامی | ۲۶ مرداد ۱۳۸۸

می‌گویند یک بنده خدایی رفت اداره ثبت احوال، شناسنامه‌اش را گذاشت جلوی کارمند مربوطه و گفت من می‌خواهم تغییر نام بدهم. کارمند مربوطه هم که از معدود کارمندهای خوش‌برخورد بود؛ لبخندی زد و گفت «این کار به این راحتی‌ها که نیست. خیلی دنگ و فنگ دارد.» اما بنده خدای مربوطه گفت «من می‌خواهم از قانون تسهیل تشریفات قانونی برای کسانی که نام نامناسبی دارند استفاده کنم.»

کارمند مربوطه وقتی که این را شنید لای شناسنامه را باز کرد و به آدمی با این نام آشنا شد:
شهرام مزخرف‌پور ابله‌زاده‌ی الدنگ‌نژاد اصل بی‌شعور

کارمند داستان ما که از آن کارمندهای نجیب و کارراه‌انداز و بی‌توقع بود (داستان است دیگر!) به‌دو رفت پیش رئیسش که او هم استثنائا از آن روسای وظیفه‌شناس و انسان‌دوست بود و شناسنامه‌ی آقای مزخرف‌پور ابله‌زاده‌ی الدنگ‌نژاد اصل بی‌شعور را نشانش داد. آقای رئیس تا این همه فحش و بد و بیراه را در شناسنامه‌ی آن بنده خدا دید فورا ترتیبی داد که در عرض نیم‌ساعت یک شناسنامه‌ی سفید برای ثبت نام و احوال ایشان فراهم شد. در آن موقع کارمند مربوطه با لبخندی بر لب و خودنویسی در دست از آقای شهرام مزخرف‌پور ابله‌زاده‌ی الدنگ‌نژاد اصل بی‌شعور خواست تا نام جدیدش را بگوید و ایشان هم که صورتش از شعف و شادی انتخاب نام جدید می‌درخشید گفت:
بهرام مزخرف‌پور ابله‌زاده‌ی الدنگ‌نژاد اصل بی‌شعور!

***
دیروز که دعوای رسانه‌ای عماد افروغ و حسین‌ شریعتمداری را دیدم یاد این داستان افتادم. البته نه از این باب که برای آقای شریعتمداری «شهرام بهرام ندارد». یعنی در واقع آن که بعله... منتها من از بابت دیگری یاد ماجرای آقا شهرام (آقا بهرام فعلی) افتادم که عرض می کنم. قبل از آن باید یادآوری کنم که اصولا وقتی ما از دعوای یک نفر با آقای شریعتمداری حرف می‌زنیم ذهن شنونده نباید سراغ دعواهای سنتی برود که در جریان آن‌ها دو نفر همدیگر را کتک می‌زدند یا یکی دیگری را بیشتر کتک می‌زد. خیر. روال دعواهایی که یک پای آنها آقای شریعتمداری است این است که ایشان به یک نفر در روزنامه‌ی دولتی‌اش فحش می‌دهد و فانتزی‌های هیات تحریریه کیهان در قالب مقاله و گزارش و خبر ویژه به آن فرد و اعضای خانواده‌اش نسبت داده می‌شود.
آنوقت از هر صد نفر یکی پیدا می‌شود که پس از آنکه جوابیه‌اش در کیهان چاپ نشد تصمیم می‌گیرد برود از مدیر مسئول کیهان شکایت کند یا در مورد موارد اتهامی با سایر رسانه‌ها گفتگو کند که ما به این می‌گوییم دعوا. تاریخ نشان داده که تمامی شکایت‌هایی که از کیهان و مدیرش در پانزده سال گذشته تسلیم قوه قضائیه شده است بی‌مبنا بوده است و بزرگترین شاهدش هم خود آقای شریعتمداری است که همچنان به کارش مشغول است و دماغش هم چاق.

اما بخش رسانه‌ای ماجرا بامزه است و هر از چندگاهی باعث می‌شود سر ما گرم شود. آقای شریعتمداری چند سالیست که علاوه بر اصلاح‌طلبان به اصول‌گراها هم می‌پردازد و در تازه‌ترین قسمت از سریال «شریعتمداری و دوستان» به سراغ عماد افروغ نماینده پیشین مجلس و یکی از مشاهیر اصولگرایان رفته است و هر چه دل تنگ خودش و پیام فضلی‌نژاد خواسته است بار این منتقد دولت کرده است. آقای افروغ هم با یک رسانه‌ی دیگر مفصلا علیه موارد اتهامی سخن گفته است و تاکید کرده است یک نفر باید جلوی این پرده‌دری‌ها را بگیرد. اما نکته ی جالب قضیه آن است که از میان سیل اتهام‌ها و ناسزاهایی که از کیهان بر سر افروغ باریدن گرفته (بر روی با تاکید می‌شود) او یک اتهام را بسیار سنگین‌تر و توهین‌آمیزتر از بقیه دانسته و مفصلا به آن پاسخ گفته است. این اتهام که فریاد و فغان دکتر افروغ را بلند کرده و اعلام کرده حتی اگر حسین شریعتمداری عذرخواهی هم بکند باز هم به خاطر آن به دادگاه شکایت می‌کند در این جملات ایشان نمود دارد:

« گفته شده است که من عضو "عصر ما" و یا عضو "سلام" بوده ام اگر کسی توانست مدرکی ارائه دهد که من یک روز در شورای تحریریه یا سردبیری سلام یا عصر ما حضور داشته ام یا حتی اگر بتواند ثابت کنند که من یک روز در جلسه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی حضور داشته ام، رو کنند تا بنده تن به هر خواسته ای که آن ها خواستند بدهم، بارها این گفته شد و من سکوت اختیار کردم، رویه ام این نبود که در برابر بد اخلاقی ها موضعی بگیرم، اما دیگر احساس کردم که واقعا حجت بر من تمام شد و بر برخی از دوستان و عزیزانم تمام شده است و پرده دری حدی ندارد و یک جا باید جلویش را گرفت. به صرف این که دو گفت و گو با من شده است و این دو گفت و گو در عصر ما چاپ شده دلیل نمی شود که من عضو سازمان مجاهدین بوده باشم یا که عضو سردبیری آن نشریه بوده باشم.» (از گفتگوی افروغ با وب‌سایت فرارو؛ 24 مرداد)

از این‌رو اعلام می‌کنیم که اگر دغدغه‌ی بزرگ آقای افروغ «اتهام» کیهان مبنی همکاری ایشان با نشریات سلام و عصرما است؛ ما خودمان حاضریم شهادت بدهیم که چنین چیزی نبوده است و این لکه‌ی ننگ را از دامن اصولگرای ایشان پاک کنیم.
خصوصا اینکه ایشان خودشان تصریح نموده‌است که اگر کیهانی‌ها مدرک چنین جنایتی را دارند رو کنند « تا بنده تن به هر خواسته ای که آن ها خواستند بدهم» و اگر ما کمک نکنیم که ایشان برنده‌ی این دعوا شود بعید نیست کیهانی‌ها مدرک مربوطه را تهیه و رو کنند و آقای افروغ بنا -به وعده‌ی خودش- مجبور شود به هر خواسته‌ای که آنها داشتند تن بدهد!
آقای شریعتمداری هم که بنا به گفته‌ی خودش در مصاحبه با صدا و سیما زمانی افتخار بازجو بودن را داشته‌است و معلوم نیست چه خواسته‌ای داشته باشد...!

نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/2009/08/post_55.php