itanz.net


استفاده از کمربند سبز به جای دستبند سبز! (چند پیشنهاد به موسوی)

مهمان سایت | ۲۶ مرداد ۱۳۸۸

مهدی‌ طوسی: همانطور که در خبرها متوجه شديد ميرحسين موسوي بالاخره تشکيلاتي به اسم «راه سبز اميد» را ايجاد کرد و گفت اين تشکيلات در ادامه همان شعار «هر ايراني يک ستاد» است. با توجه به اينکه در حال حاضر اينگونه تشکيلات‌ها در ايران پيامد تلخي از جمله زنداني‌شدن در اوين و بازداشت دردناکي! مثل حضور در يک زندان غير‌استاندارد را به همراه دارد بنابراين بنا را بر اين گذاشته‌ايم که به مير‌حسين موسوي به عنوان همه کاره اين تشکيلات توصيه‌هايي بدهيم که با به کار بستن آن براي اعضاي تشکيلاتش حوادث ناگواري پيش نيايد:

- رنگ سبز خيلي جيغ و توي چشم است. به مير‌حسين توصيه مي‌کنيم که از رنگ نامرئي به عنوان نماد حزبش استفاده کند. او مي‌تواند اسم حزبش را بگذارد تشکيلات راه نامرئي اميد و به اين طريق کساني را که در فکر بازداشت اعضاي اين تشکيلات از روي شناسايي رنگ سبز هستند را دچار گمراهي بکند!

- همانطور که مي‌دانيد مي‌گويند که در يک بازداشتگاه غيراستاندارد اتفاقات‌ دردناکي افتاده است. بنابراين به ميرحسين توصيه مي‌کنيم ‌قبل از اينکه تشکيلاتش را رسميت ببخشد برود توي شهر و هر چه بازداشتگاه غير‌استاندارد وجود دارد را شناسايي کند و بعد از اعضاي تشکيلاتش بخواهد که حتي‌المقدور اطراف اينجور بازداشتگاه‌ها تجمع نکنند!

- توصيه مي‌کنيم‌ مير‌حسين به اعضاي تشکيلاتش اعلام کند که حتي اگر مي‌خواهند از نماد سبز استفاده بکنند به‌جاي بستن مچ‌بند سبز، از کمربند سبز، آن هم براي بستن شلوار استفاده بکنند؛ چرا که ممکن است ‌مچ‌بند سبز را از دور دست اعضاي تشکيلات باز کنند اما کمربند سبز کسي را باز نمي‌کنند و اگر بخواهند هم بکنند در بازداشتگاه‌هاي غير‌استاندارد باز مي‌کنند!

- توصيه مي‌کنيم که مير‌حسين تمام اعضاي تشکيلاتش را گرفته و تا مي‌توانند بخورند آنها را با جسم خيلي سخت بزند؛ آخر آنها بايد به کتک خوردن با يک جسم سخت عادت کنند!

- توصيه مي‌کنيم که مير‌حسين به اندام اعضاي تشکيلاتش با دقت نگاه کند و هر وقت با فردي که بدنش برنزه بود مواجه شد بلافاصله عذر او را بخواهد و به او بگويد: «شما نمي‌توانيد عضو تشکيلات راه سبز اميد بشويد چرا که اگر يک روز در خيابان سياه و کبود بشويد به دليل برنزه بودن کبودي بدن تان ديده نمي‌شود و ما نمي‌توانيم ثابت بکنيم که اعضاي تشکيلات مان کتک ‌خورند!»

- توصيه مي‌کنيم که مير‌حسين موسوي براي تمام اعضاي تشکيلاتش يک دادگاه برگزار کند و از همه آنها بخواهد که در آن دادگاه اعتراف کنند ‌از يکسري کشورهاي معلوم الحال پول مي‌گرفتند تا در تشکيلات راه سبز‌آب نبات چوبي سبز توزيع بکنند! حسن اين کار در اين است که وقتي بخواهند به طور جدي اعتراف کنند دست و پاي‌شان را گم نمي‌کنند!

- توصيه مي‌شود آنهايي‌ که از گوجه سبز و سبزي و خيار خوششان نمي‌آيد را در تشکيلات راه سبز راه ندهند؛ چون هر کسي‌ از خوردني‌هاي سبز بدش بيايد ممکن است چون مچ‌بند سبز او را ياد خيار و گوجه سبز و سبزي مي‌اندازد بنابراين مچ‌بند نبندد!
- مير‌حسين بايد بداند که خيلي‌ها از خوردن قرص بدشان مي‌آيد و حتي زماني که سردرد دارند هم از قرص استفاده نمي‌کنند. بنابراين اين افراد براي عضو‌شدن در تشکيلات راه سبز اميد خوب نيستند چرا که خوردن قرص در زندان لازم و البته اجباري به نظر مي‌رسد!

- برخي از افراد هستند که وقتي در زندان قرار مي‌گيرند مي‌دانند که در انتخابات تقلب نشده اما دوست ندارند به مير‌حسين خيانت کنند؛ به مير‌حسين توصيه مي‌کنيم که اين افراد را بيشتر آزار و اذيت کند، چرا که قاعدتا اين افراد در زندان بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرند و از همين الان بايد خودشان را آماده اين نوع مورد توجه قرار گرفتن کنند!

- به مير‌حسين پيشنهاد مي‌کنيم که حتما به کساني که در خيابان مي‌آيند يک پولي ... چيزي بدهد. چرا که در غير اين صورت در دادگاه آدم حکم آش نخورده و دهن سوخته مي‌شود!

- به اعضاي اين تشکيلات توصيه مي‌کنيم که روزي چند بار سرشان را بزنند به ديوار سيماني تا براي روزهاي سختي که قرار است سرشان به يکسري جسم سخت بخورد آمادگي داشته باشند!

- آقاي مير‌حسين؛ راستش را بخواهيد راه اين يکي را نمي‌دانم که اعضاي تشکيلات شما چه جوري مي‌توانند خودشان را آماده کنند که اگر روزي در يک بازداشتگاه غير استاندارد قرار گرفتند تحمل موارد دردناک! را داشته باشند! لطفا اگر مي‌شود براي اين يکي مشکل خودتان راهي پيدا بکنيد!

- به مير‌حسين توصيه اکيد مي‌کنيم که برخي از اعضاي تشکيلاتش را بگذارد کنار پياده رو و خودش برود و از طبقه اول (و بلکه هم کمتر!) به آنها شليک کند! بالاخره بد نيست که آنها در مقابل مردن به اين شيوه نيز آمادگي‌هاي لازم را داشته باشند!

- به همه دوستاني که تمايل دارند بروند و عضو تشکيلات راه سبز اميد بشوند توصيه مي‌کنيم که بروند توي خيابان و هر کس که مننژيت گرفته را پيدا کرده و بگويند با آنها کاري بکند تا مننژيت بگيرند؛ با اين کار شما به خودتان واکسن مننژيت زده‌ايد و اگر برويد بازداشتگاه به اين دليل دار فاني را وداع نخواهيد گفت!

- به مير‌حسين پيشنهاد مي‌کنيم که براي بار چندم يک دادگاه ديگر تشکيل بدهد و از اعضاي تشکيلاتش بخواهد که در تمام ساعات اين دادگاه بگويند: من اعتراف مي‌کنم که چند تا بانک و همچنين چند تا سيگار را آتش زدم!

- به دوستاني که تحت هر شرايطي دوست دارند ‌پا به پاي مير‌حسين در تشکيلات راه سبز اميد حضور داشته باشند توصيه مي‌کنيم که در طول روز چند بار پياز پوست بکنند و بگذارند جلوي چشم شان تا همين جور آب از چشم شان بيايد. اينجوري در مواقع برخورد با گاز اشک آور آمادگي لازم را به دست خواهند آورد!

- به همه دوستان از جمله مير‌حسين توصيه مي‌کنيم که هر روز و همه‌جا، حتي زماني که توي خيابان‌ها حضور دسته جمعي دارند مدام بگويند: من اعتراف مي‌کنم، من اعتراف مي‌کنم، من اعتراف مي‌کنم! چرا که اعضاي اين تشکيلات بايد بدانند که بالاخره يک روزي بايد اعتراف بکنند! پس چه بهتر که از همين الان اعترافات شان را شروع کنند!

- به مير‌حسين توصيه مي‌کنيم که از همين الان که تشکيلاتش را راه انداخته هر چه اتاق توي منزلش دارد را با بيل و کلنگ خراب کرده و بفرستد پي کارش چرا که هر لحظه ممکن است متهم شود که دارد اتاق فکر ايجاد مي‌کند!

--------------
به نقل از اعتماد ملی

نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/2009/08/post_54.php