ابتدا این چند خبر را بخوانید:
4/9/87 مجید پارسا، معاون وزیر بازرگانی: ما هم وادار می شویم از ایالات متحده خرید گندم داشته باشیم آن هم تنها با واسطه، مستقیم نمی خریم.
6/5/88 مهاجران، رییس اتحادیه میوه فروشان: واردات سیب رنگ آمیزی شده آمریکایی برای کشوری که تولید کننده انواع مختلف سیب است ننگ محسوب می شود.7/5/88 محمد رضا نادری، معاون امور گمرکی: واردات سیب آمریکایی منع قانونی ندارد.
7/5/88 روابط عمومی گمرک: هیچ سیبی از مبدا ایالات متحده وارد کشور و همچنین ترخیص نشده است.8/5/88 محمد صادق مفتح، معاون وزیر بازرگانی: ما اطلاعاتی از واردات سیب و پسته آمریکا نداریم.
10/5/88 اتاق بازرگانی تهران: سال گذشته 55 کیلوگرم اسپرم گاوی به ارزش یک میلیون و 582 هزار دلار از آمریکا وارد ایران شد.
18/5/88 عسگراولادی، عضو اتاق بازرگانی: سیب آمریکایی وارد نشده و فقط مقداری بادام آمریکایی وارد شده.
وارد کردن بی واسطه یا با واسطه؟ مساله این است
قبل از هرچیز باید به این نکته توجه داشت که وارد کردن هر چیز از آمریکا به خودی خود اشکالی ندارد اما همانطور که در اظهار نظر معاون محترم وزیر دیدیم مهم این است که وارد کردن با واسطه باشد. به عنوان مثال در مورد وارد کردن اسپرم، اول اسپرم امریکایی توسط گاو به عنوان واسطه مورد استفاده قرار گرفته و بعد آدمها گاو را می خورند. واضح است که در اینجا اگر واسطه حذف شود صورت خوشی ندارد اما با وجود واسطه و عدم تماس مستقیم همه مشکلات حل می شود.
ممکن است بپرسید علم کردن یک واسطه بین ایران و امریکا غیر از اینکه مجبور باشیم همان اجناس را گرانتر بخریم و درامدهای ملی را به جیب امثال امارات بریزیم چه فایده ای دارد؟ مگر تبدیل شدن شیخ نشین کوچک امارات که فاقد هر گونه صنعت و تولیدات است به شریک تجاری اول ایران، جز اینکه این کشور کوچک برای ما شاخ شود، مسافران ایرانی را هتک حرمت کند و ادعای واهی مالکیت بر بخشی از خاک ایران و تغییر نام خلیج فارس را مطرح کند اثر دیگری هم داشته است؟
این سوال هم مثل سوال قبلی از نا آگاهی شما ناشی می شود. اینها مسایل پیچیده مدیریت جهان است که فهم آن فقط از کارشناسان ارشد ساخته است و بس اما باز هم برای تنویر افکار عمومی این مساله را به صورت ساده و همه فهم توضیح می دهیم.
مدیریت دنیا از طریق شاخ سازی
استراتژی شاخ سازی یکی از اصول مهم سیاست عمومی است که متاسفانه تا کنون کمتر به آن توجه شده است. در این روش برای مقابله با آمریکای جهانخوار منافع قابل توجهی به جیب کشورهای کوچک و کم اهمیت ریخته می شود تا آنها هم شاخ شده و در مورد کشورمان ادعای ارضی مطرح کنند. با این روش تعداد جهانخواران روز به روز افزایش می یابد و در نهایت چون تعداد جهانخواران نا محدود بوده ولی فقط یک جهان برای خوردن وجود دارد بین آنها دعوا و درگیری پیش می اید. به این ترتیب موفق خواهیم شد با یک استراتژی هوشمندانه و سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن بدون درگیری مستقیم دنیا را مدیریت کنیم.
داستان سیب چیست و چرا سیب را رنگ می کنند؟
تاریخچه سیاه پدیده شوم سیب مخصوصا نوع آمریکایی آن و نقش مرموزی که این پدیده در سرنوشت جوامع بشری ایفا نموده است به همان اولین روز خلقت باز می گردد. در واقع همین پدیده شوم بود که باعث رانده شدن آدم از بهشت و آغاز همه دردسرهای بعدی گردید اما این پایان ماجرا نبود. کمی بعد در قرن شانزدهم یک یهودی به نام اسحاق نیوتون که علاوه بر این انگلیسی هم بود و در پوشش فیزیکدان به فعالیت می پرداخت به شکل مرموزی در اثر افتادن یک سیب که درخت آن احتمالا توسط عوامل سیا به شکل ماهرانه ای مقابل خانه او کاشته شده بود تئوری جاذبه عمومی را مطرح کرد که سرآغاز علوم جدید بود. علومی که انقلاب صنعتی و اختراعات منحطی همچون موتور بخار، وسایل برقی، کامپیوتر، اینترنت، فیس بوک و توییتر را به دنبال داشت.
نقش مرموز سیب در انحراف و انحطاط جوامع بشری همواره دلسوزان و مسئولین کشور را بر آن داشته است تا در مورد واردات سیب حساس بوده و حتی با وجود اعلام خودکفایی در تولید گندم از آمریکا گندم وارد کنند و سطل سطل اسپرم بخرند تا سودجویان آمریکایی سرگرم شده و به فکر صادرات سیب نیوفتند. واضح است که واردات گندم و اسپرم توسط ایران با همین دیدگاه استقلال طلبانه صورت گرفته است.
اما در این میان سازمان جاسوسی آمریکا هم بیکار ننشسته و سعی کرده است با رنگ کردن سیب و جا زدن آن به جای بادام راه نفوذ این بلای خانمانسوز را به کشور باز کند که خوشبختانه با تیزبینی برادران همیشه در صحنه موتلفه در سنگر اتاق بازرگانی این توطئه نیز خنثی شد.