«منوریل» نام ستون طنز روزانهایست که در روزنامه تهران امروز مینویسم. سایت این روزنامه پس از تغییرات اخیر، هنوز راه نیفتاده است. تا آن موقع بعضی از طنزهای منوریلی را در آی طنز منتشر میکنم برای آن چند دوست و رفیقی که نوشتههای من را میپسندند اما روزنامه گیرشان نمیآید یا گیرشان می آید اما اهل خریدنش نیستند.این مطلب قاعدتا باید دوشنبه 19 مرداد در روزنامه چاپ شده باشد؛ خودم که هنوز ندیدهام!
توییتر توییتر مرگ به نیرنگ تو!
دادگاه دوم برای رسیدگی به اتهامات متهمین وقایع اخیر بسیار جالب توجه شد. پیش از هر چیز یادآوری کنم که منظور از «وقایع اخیر» وقایعیست که در خیابانها اتفاق افتادند و منظور آن وقایعی نیستند که در ساختمانها و نهادها و وزارتخانهها اتفاق افتادند. خوشبختانه این دادگاه از هر لحاظ نسبت به دادگاه پیشین یک پیشرفت قضایی محسوب میشد. بعضی از دلایل این پیشرفت که قطعا نشان از درایت و حسن مدیریت حضرت آیتالله شاهرودی دارند از این قرارند:
اول. در دادگاه قبلی دهها متهم یکجا محاکمه شدند اما در این دادگاه دهها متهم درجا محاکمه شدند.
دوم. در دادگاه قبلی یک کیفرخواست برای دهها نفر خوانده شد اما در دادگاه دوم اعلام شد که به علت ضیق وقت از خواندن کیفرخواستهای انفرادی چشمپوشی شده و به قرائت یک کیفرخواست برای جمیع متهمان قناعت شد.
سوم. در دادگاه قبلی فقط تعداد معدود و مشخصی از خبرنگاران خبرگزاریهای دولتی و صدا و سیما حق ورود به سالن را یافتند اما در دادگاه دوم تعداد معدودی از میان همان راهیافتگان قبلی اذن دخول پیدا کردند.
چهارم. دادگاه قبلی بدون اعلام عمومی تاریخ برگزاری برگزار شد که در نتیجهی آن خانوادهی متهمان نتوانستند در آن حضور بههم رسانند اما این دادگاه با اعلام قبلی برگزار شد که در نتیجهی آن، تعدادی از خانوادههای متهمان موفق شدند به خاطر ممانعت از حضورشان در صحن دادگاه، در مقابل آن تجمع کنند و بعضا به مقام رفیع دستگیری نائل آیند.
پنجم. در دادگاه قبلی فقط به متهمان ایرانی پرداخته شد اما در این دادگاه متهمان خارجی هم مشمول دادرسی قرار گرفتند که نشان از گستردگی تحولات قضایی ما تا حد بینالمللی دارد. برخی از این متهمان عبارت بودند از: کلوتیلد ریس، فیس بوک، حسین رسام، توییتر، مترجم سفارت فرانسه، مترجم گوگل، IELTS، نوکیا، زیمنس، معاون سفیر فرانسه، بیبیسی، سیانان...
این مورد پنجمی جدا احتیاج به تامل بیشتر دارد و به جای آنکه نشان از پیشرفت عادی در قوه قضائیه داشته باشد نشان از یک تحول انفجاری در این قوه دارد. اینکه این قوه، که به تعبیر خود آیتالله شاهرودی در هنگام تحویل به ایشان «ویرانهای» بیش نبود، در عرض کمتر از ده سال توانسته باشد به چنان پیشرفت تکنولوژیکی عظیمی رسیده باشد که نه فقط رد پای دو وبسایت اجتماعی فیسبوک و توییتر را در اغتشاشات اخیر شناسایی کند، بلکه حتی دست نرمافزار مترجم گوگل را هم به عنوان عامل اغتشاش رو کند واقعا از محدودهی توصیف و تحسین خارج است. خوشبختانه مدارک هم در دسترس هستند. البته سایتهای فیسبوک و توییتر که مدتهاست در دسترس نیستند و با تلاشهای شبانهروزی کلیه برادران در کمیته فیلترینگ وزارت عدم ارتباطات و فنآوری اطلاعات؛ به همراه میلیونها سایت دیگر فیلتر شدهاند اما مترجم گوگل در دسترس است و اسناد جنایاتش عیان. باور ندارید بروید در همین بخش از سایت صهیونیستی گوگل(1) و تایپ کنید:
Vote
ببینید چی جواب میدهد. من خودم امتحان کردم و – با عرض پوزش از همهی حضار مجلس، به خصوص خواهرا و مادرا و علیالخصوص برادرا!- ببینید چی جواب گرفتم: رای، اخذ رای ، دعا، رای دادن، فعالیت انتخاباتی کردن...
نعوذ بالله. تازه این خوبش است. حیف که میترسم مصداق اشاعهی منکر بشود والا مینوشتم در مقابل عبارت ضالهی Where is my vote که این روزها عین نقل و نبات توی اینترنت میچرخد چی جواب میدهد...!
البته معلوم است که به قول شاعر چون که صد آمد نود هم پیش ماست. معلوم است که وقتی بتوانیم مچ مترجم گوگل را بگیریم میتوانیم دورههای آموزش زبان IELTS را هم ردیابی کنیم. و البته به قول خودم چون که نود آید هشتاد و هفتاد و شصت و باقی(2) هم پیش ما هستند . باور ندارید؟ بردارید از روزنامهی دیروز متن کیفرخواست را بخوانید.
حالا اگر حوصلهاش را ندارید من کمی کمکتان میکنم. ولی فقط یکی ها! ببینید در کیفرخواست حتی «انتشار جزوات فارسی درباره ارزشهای دموکراتیک» هم به عنوان یک جرم ذکر شده است که اگر بخواهیم عددی تفسیرش کنیم چیزی میشود در مایههای چون که پنج آید چاهار هم پیش ماست!
------------------
پانویس:
1 - تمام شرکتهای عالم صهیونیستیاند مگر اینکه خلافش ثابت شود. نشد هم نشد!
2 - به تمام مقدسات عالم قسم میخورم که عبارت « باقی هم پیش ما هستند» ربطی به عمادالدین باقی ندارد. من حتی مدتهاست که اسم این آقا را هم نمی آورم که یک وقت سوتفاهم و باعث دردسر نشود. فقط گهگاهی در تنظیم آگهیهای فوت بستگان می نوشتم «همه فانیاند و او باقیست» که از وقتی متوجه شدهام شخصی به نام عنایت فانی در بیبیسی برنامه دارد؛ از این عبارت هم صرفنظر کردهام. اما روزانه شاهدم که ده ها نفر همین عبارت شبههناک را در روزنامهها بکار میبرند. بعد آنوقت اگر به جرم ارتباط با اصلاحطلبان و بیبیسی و انگلستان دستگیر و محاکمه و معترفشان کنند لابد شاکی هم میشوند!

