توضيح ضروري: آقاي ابطحي! بايد مرا ببخشيد اگر در بعضي از ابيات شعر طنز خود، شكم شما را سوژه كردهام! باور كنيد قصد بنده مذمت شكم شما نبوده، اين را لااقل كساني كه وضع ظاهري مرا ديدهاند، خوب ميفهمند! قصد من دفاع از حقوق پايمال شدۀ شكم شما بوده كه در قيامت بنا بر روايات معتبري به سخن ميآيد و از شما ميپرسد: «بگو ببينم چه طور در عرض چهل و اندي روز، هيجده كيلو از گوشت ما را كم كردي؛ حاجآقا؟!»
هر دو چشمم براي او تَر شد
ابطحي چاق بود و لاغر شد!
شكمش نيست مثل پيش از اين
نكند پشت ميله مادر شد؟!
به خدا مثل دُب اكبر بود(!)
ناگهان مثل دُب اصغر شد!
توي زندان تنگ و تاريكي
چشم او كور و گوش او كر شد!
طبق آراي واصله، تازه:
سر چاق و قشنگ او گر شد!
در حدود چهل شب و نصفي،
دور از آغوش گرم همسر شد
همسرش گفته: «داخل زندان،
شوهر بنده چيز ديگر شد!
با فشار گروه ناجوري
در حمايت از آن برادر شد
يك سوال از شما كه ميفهميد:
«ميشود با نمايشي خر شد؟!»


inja ke ziad vaghti baraya khandane veblog ha namimanad vali az taba tanaze hsoma bahre mand khaham shod be sepas
payande irane o irani javid reza shah
حرفی میزنی ها
الهی چقدر ادم حرصش میگیره وقتی کجبوره اینجوری به گناهش اعتراف کنه
ایرج میرزا می گه: آدمی نان خورد از دولت یاد
خوب آدم نمک نشناس نباشه!
من خر تو خر زمانه خر
جانا اگر کسی به تو گفتا خری مرنج
زیرا خری به خری گفته است خر
یک بار دگر نوبت دیدار چماق است!
بازار عمل باز خریدار چماق است!
ای \"سبز سوسول\" گم شو برو، ورنه که کارت
با مشت من و کلّه ی گلدار چماق است!
گر جُم بخوری، توی خیابان و سر ِ کار
تکلیف ِ تو با حضرتِ سرکار ِ چماق است!
این معترفین را نگر از روزن ِ \"سیما\"
گفتار ِ همه، حاصلِ ِ رفتار ِ چماق است!
دیروز چماق دگران یاورمان بود
امروز ولی دولت ما یار چماق است!
از رأی ِ شما خیر ندیدیم؟! غمی نیست!
در مسلکِ ما، کار فقط کار چماق است!
آن اسپری ِ فلفل و آن دشنه ی خوش دست
وان کلت نهان گشته ، ز انصار چماق است!
باتوم ز هر نوع که باشد ، عددی نیست!
کاین فتح ِ من از همّت ِ بسیار ِ چماق است!
سردار در این مُلک زیادند ؛ ولیکن
فرمانده ِ کلّ ِ همه، سردار ِ چماق است!
چون از پل \"تحلیف\" گذشته ست خر ِ ما
خندان شده بر هر سر ِ بازار، چماق است!
این ملّت و آن میهن و قانون، همه کشک اند
جانم گرو ِ عشق ِ فسونکار ِ چماق است!
یا یکسره بر سقف بکوبیم سر ِ خصم
یا بر سرشان ریخته آوار ِ چماق است!
آن سو نگر از کشته ، بسی پشته ی سرسبز
وین سوی عَلَم، قلّه یِِ خونبارِ ِ چماق است!
از همّت ِ \"باقر کچل\" و \"شعبان بی مخ\"
هر حرکتِ مشکوک، نگونسارِ چماق است!
با آرم و یونیفورم نیاییم به میدان
همرنگی ِ با جمع، از آثارِ چماق است!
نظمیّه و عدلیّه و امنیّه به خواب اند
حاکم همه جا، دیده ی ِ بیدار ِ چماق است!
هرکس که بمیرد ز تب و درد و مننژیت
زنهار! مپرسید ؛ کز اسرار ِ چماق است!
خوشتر ز هر اندیشه و هر گفته و کردار
اندیشه و هم گفته و کردار ِ چماق است!
پیروزی مشت و لگد و گاز و شکنجه
بر علم و هنر، سر خط ِ اخبار ِ چماق است!
القصّه، همین شعر ِ چماقیّه ی جذّاب
از جذبه ی آن مکتبِ پربار ِ چماق است!
حقّ است که بر صدر ِ دواوین بنشیند
بیت الغزل ِ دفتر ِ اشعار ِ چماق است!
بی شک صله ی ِ شاعر ِ آن، طـُرفه چماقی است
کآید به ملاجش؛ چو هوادار ِ چماق است