به تازگی کتاب «توهمات گالیله» توسط نشر متمرکز منتشرشده است. این کتاب برای نخستین بار در جهان منتشر می شود و حاوی نکات عبرتآموزی از زندگی و رستگاری این فرد است.
تاریخ چیز بسیار خوب و مفیدی در زندگی بشر است و پسینیان میتوانند با آگاهی از اشتباهات پیشینیان، از تکرار آن اجتناب کنند.
یکی از منازعات بزرگ تاریخ به وسیله تقابل گالیله و کلیسا رقم خورده که ننگ ابدی را برای کلیسا... ببخشید، برای گالیلهی از کلیسا بیخبر ایجاد کرده و ما قصد داریم در ادامه این مطلب مستندات مسلّم تاریخی را در این باب بررسی کنیم تا ان شاء الله درس عبرتی باشد برای همه ما و به گونهای شرایط پیش برود تا نه تنها مومن، که لاادری و کافر حربی هم از یک سوراخ دو بار گزیده نشوند.
نویسنده درآغاز کتاب روایتی از حضورگالیله ارائه میدهد:«پیرمرد با لباس خودمانی-زیر پیراهنی و پیژامه راه راه- در حالی که شلوارش از جلو و عقب پاره به نظر میرسد، طول دادگاه را طی میکند و در جایگاه خود قرار میگیرد. اندامی لاغر و تکیده به قسمی که مغز استخوانش بیرون زده و با نگاه اول هر بینندهای را به یاد خطبه متّقین میاندازد. دستانی پینه بسته با انگشتانی پرانتزی. تمام موهای بدن-اعم از مفید و زائد و پیدا و پنهان- به سپیدی برفهای کلیمانجارو، چهرهای که از زردی، ناظر بیمار دل را به یاد مایعی بد بو و مملو از اوره میاندازد و چهرهای مصمم و جدی با کرّ و فرّ زیاد و ابهتی وصف ناشدنی به همراه شکر خندی بر لب...» (گازتا دلا اسپرت، 5 اوریل 1632 میلادی)
و دربخشی ازکتاب اهم اتهامات وارد بر این اغتشاشگر تاریخ میپردازد:
1. نشر اکاذیب و اراجیف
2. توهین به مقدّسین و مقدّسات
3. اقدام علیه امنیت امّتی و تمامیت ارضی از طریق فعالیت در راستای وقوع انقلاب کوپرنیکی
4. تحریک آشوبهای خیابانی در رم، فلورانس و چند شهر دیگر ایتالیا و تخریب اموال و افکار عمومی و خصوصی.
5. همکاری با گروهک جدایی طلب باسک و سفارت کشورهای معلوم الحالی مانند بریتانیا و عثمانی
نویسندهی کتاب که آدم بزرگی بوده است و به اشتباه تاریخنگار وابسته محسوب میشده به نقل پارهای اعترافات و نزدیکی او به خدا مینویسد. در پارهای از اعترافات گالیله در دادگاه آمده است:
«باید بگویم که این پتانسیل و ظرفیت در ایتالیا وجود داشت، امّا این که آقایان واقعا چنین نیّتی داشتهاند یا خیر، بنده اطلاعی ندارم. البتّه اجازه بدهید دراین لحظهی تاریخی اعلام کنم که «حرکت زمین» اسم رمز آشوب بوده است و اصولاً هر اسب و استری هم که با دقّت به اطرافش بنگرد، متوجّه میشود که زمین ثابت است. آری دوستان، آری بازجویان عزیزتراز جان! آقای... قصد داشت با این یاوهسخنها و اقدامات از جناب پاپ انتقام بگیرد. خوشحالم که این توطئه خنثی شد و چنین نشد. وگرنه پروژه بعدی انقلاب کبیر فرانسه که کلید میخورد.
آه! نفرین بر من. میخواهم شجاعانه دربارهی ابزاری شومی اعتراف کنم به نام تلسکوپ که وسیلهای بود برای دید زدن بانوان! با کمال تاسف باید بگویم «من ستاره و مهتاب و زهره و خورشید را هر شب با تلسکوپم پنهانی دید میزدم تا حسّ کنجکاویم ارضا شود. تلسکوپ در حقیقت چیزی بیشتر از یک وسیله لهو و لعب نیست. من خود را نمیبخشم. اما از کلیه کاردینالهای بزرگ و بزرگتر عذرخواهی و طلب آمرزش و مغفرت مینمایم.»
نویسنده به نقل از گالیله پرده از ارتباط آقایان کپلر، کوپرنیک و –سانسور!- در مجمع سالانه مهندسین و مدرّسین دانشگاه ناپل چند روز قبل از حوادث برمیدارد. و از اعترافات گالیله میآورد که: «آنها با یکدیگر هم قسم شدند تا در این راه پشت یکدیگر را خالی نکنند. من در این مدّت عارفانهی بازداشت که بسیار کوتاه مینمود، هر دقیقه حس میکردم که دچار سیر و سلوک عرفانی و اشراقی شدهام. فشار سنج دوستم آقای دکتر توریچلی نشان میداد این اواخر دیگر به مرحلهی من الخلق الی الحق رسیده بودم و دیگی چیزی به مرحله "فنای در حق" نرسیده بود که متاسفانه من را آوردند اینجا و نگذاشتند به لذت های متعالی برسم.
دوستان قسم میخورم که این حرفها حرفهای خودم میباشد و مطمئن باشید که اینها اعتقاد صد نفر دیگر نیز هست، منتها من فکر میکنم آنها هنوز به درجه شجاعت و جسارت من نرسیدهاند. من یقین دارم که اینها حرفهایی است برای سرتاسر تاریخ. تاابد هر که خواست اعتراف چون من به جسارت و شجاعت رفتارکند.
در این کتاب برای نخستین بار اتهامات دیگری از گالیله افشا میشود. در حالیکه ما تا امروز تنها به دلیل کشفیات علمی، او راسرزنش میکردیم.
در بخشی از زبان گالیله آمده است: کارهای خائنانه این دانشمندنمای سیاه پرونده منحصر به این موارد نیست. من شخصاً در ترور شاهزاده اطریش-مجارستان و شروع جنگ جهانی اول دست داشتم. معرفی آقای –سانسور!- به عنوان حلقه گم شده داروین و در نتیجه اشاعه نحله مضله داروینسم و زیست شناسی تکاملی که نقش اصلی را در ضربه زدن به مقدسات ایفا نمود نیز کار بنده بوده است. با همکاری چند کشیش کلاهبردار، با جعل سند، زمینهای جهنّم را به جای بهشت به مردم میفروختیم یا گاهی یک پلاک زمین را در بهشت به چند نفر قالب میکردیم. خلاصه از اغوای شیطان و بیگ بنگ گرفته تا خروج سفیانی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم کار من بوده است.
بخشی دیگر از این کتاب مفصل و جامع به مصاحبهی خبرنگاران با گالیله اختصاص دارد. در ص 123 می خوانیم:
خبرنگار: آیا شما تحت شکنجه قرار قرار داشتید؟
گالیله: من نیز اولین بار است که این رو میشنوم. به نظرم این توهین به من و افکار عمومی و بشریت است. توی دادگاه همه دیدن که من آزادانه و در کمال صحت و سلامت دارم حرفهایم را میزنم. چرا وقتی نتایج مجعول کشفیاتم را ارائه دادم نگفتند تحت شکنجه بوده است؟
خبرنگار: لاغر شدن شما در این فاصله زمانی مشکوک است.
گالیله: همان طور که میدانید من به چاقی مفرط مبتلا بودم و همین مسئله خیلی من را رنج میداد. برای همین در زندان با نرمشهایی که آقای بازپرس به من داد و با رژیم غذایی و قضایی مناسب، چنین شدم!
خبرنگار: مورد دیگری که باعث مانور ملحدین ناراست شده بود، انگشتان پرانتزی شما بود. آنها این طور ادعا میکنند که مداد میان انگشتان شما گذاشتهاند و شما را شکنجه کردهاند؟
گالیله: اگر نمیدانید بدانید که در زندان بسیار به من خوش میگذشت. به حدی که من را به زور به دادگاه آوردند و اکنون نگرانیام آن است که مبادا تبرئه شوم. پرانتزی بودن انگشتانم نیز معلول استعمال بیش از حد سیگار برگ اصل کوباست!
خبرنگار: سفید شدن موهایتان چه؟ ریشتان؟
گالیله: من آنها را رنگ میکردم. در مدت مفرح بازداشت، نتوانستم رنگشان را تمدید کنم.
خبرنگار: آثار کبودی روی بدنتان چیست؟
گالیله: مقداری به زیاده روی بنده در استفاده از سولاریوم مربوط میشود. مقداری هم مال خالکوبیهای زندان است.
خبرنگار: راستی، آقای گالیله، شایعه شده بود که آنجا به شما قرصهایی دادهاند که شما را تحت تاثیر قرار داده و باعث شده این حرفها را علیرغم میل باطنی بلغور نمایید؟
گالیله: البته آری. قرص بود اما یک نوع قرص بود که میگفتند اگر تناول کنی، به فضا میروی و از آن بالا با چشمهای غیرمسلح میبینی که خورشید دور زمین میگردد. یک شربتی هم بود که میگفتند اگر شرب نمایی همان اثر را دارد. اما دیگر نمیتوانی بازگردی. من با خود گفتم: چه کاری است؟ این مواد شیمیایی عوارض دارند و اینگونه شد که نه قرص خوردم نه شربت. بلکه خود در خلوت خود خالصانه به این نتیجه رسیدم که واقعا زمین ثابت است و توی دادگاه هم اقرار کردم.
باید اعتراف کنم که بازجوی من بسیار انسان شریف و مودب و روشنفکری بود و ما خیلی منطقی راجع به موضوعات مختلف بحث میکردیم. حتی در مورد هرمنوتیک گادامری و ویتگنشتاین متقدم و متوسط و متاخر!
*****
بخش پایانی کتاب «توهمات گالیله» به حکم کلیسا درباره او اختصاص دارد که به خاطر همکاریهای صمیمانه و کامل آقای گالیله با مامورین و مسئولین مربوطه، با رافت همیشگی ارباب کلیسا، تنها به چند ماه حبس ابد محکوم شد.
مطالعهی این کتاب آموزنده که با تازگی و با نثری فضیح به فارسی ترجمه شده را به همگان توصیه میکنیم. هرچند که مشخص نیست چرا هنوز زمین به گرد خورشید میگردد.



