آی طنز > محمدعلی مومنی > بوق‌شناسی تطبیقی برای مواقع بحرانی

بوق‌شناسی تطبیقی برای مواقع بحرانی

محمدعلی مومنی | ۳ مرداد ۱۳۸۸

نگاه کنید ببینید چقدر مصرف بوق بالا رفته‌است. اگر همینجوری ادامه پیدا کند، با کمبود بوق مواجه می‌شویم. بعد مجبور می‌شویم از خارج بوق وارد کنیم که آنهم اصلا به صلاح نیست. همین بوق‌های داخلی دارند توطئه می‌کنند و صدای اجنبی‌ها از دهانه‌ی آنها درمی‌آید. ما که بوق نیستیم عزیز من. آدم اگر بوق هم باشد می‌فهمد که این بوقها در راستای اغتشاش و تشویش اذهان عمومی است.
قانون هم سرشان نمی‌شود. می‌گویند: این تابلو «بوق زدن اکیدا ممنوع» فقط برای مقابل بیمارستان‌هاست. آخر این چه حرفی است؟ این روزها همه جا بیمارستان است. در این برهه‌ی حساس همه مریض هستند. مریض البته ایهام دارد. نه خود مریض. کلمه‌ی مریض. 1- مریض: آنکسی که کرم دارد. این جماعت خودشان مولد بوق هستند.
2- مریض: آنکه واقعا مریض است. این روزها کی سالم است؟

چند مدل از این بوق‌های استکباری را معنی می‌کنیم تا بفهمید که چه خواسته‌های شنیعی دارند این بوق‌ها.

بوق بوق
یعنی دستا بالا. پیش از انتخابات بوق مصرف بسیار مسالمت‌آمیزی داست و نهایت نهایتش معنی‌اش این بود که: «برو کنار دیگه بابا اسکل.» حالا چه؟ این «دست‌ها بالا» می‌دانید چقدر تاویل پذیر و مجرمانه است؟ حالا نشانه‌ی چیست؟
1- تسلیم در برابر زورگویی
2- آماده برای لهو و لعب و حرکات موزون
3- بدتر از همه علامت پیروزی و مچ‌بند رنگی و...

بوووووووق
معنی سابقش این بود که تو دیگه عجب آدم فلانی هستی. خوب برو دیگه.
معنی جدید: ما خس و خاشاک نیستیم.

آخر این نحوه‌ی گفتمان است؟ هیمن بوقها در رسانه و بوق‌های استکباری پخش می‌شود و چقدر تحلیل‌های بد می‌کنند. خوب نزن بوق. مگر تو با بوق رای دادی که حالا با بوق می‌خواهی پس بگیری؟ آقا اصلا در هیچ کجای قانون انتخابات درباره‌ی نحوه‌ی اعتراض بوق هیچ جایی ندارد. بله شما می‌توانی با ماشین‌ات بروی، یکی از مسئولان را سوار کنی و در نهایت آرامش گفتگو کنی. وقت سوار کردن و خداحافظی دو تا بوق هم بزنی ایراد ندارد.

بوق بوق بو بوق بوق
این بوق از آن بوق‌های مرگبار است. شما به آهنگش توجه بفرمایید. آقا این بوق ریتم دارد. اگر در پاسخ به این بوق شما فردی حرکات زنند‌ه‌ مرتکب بشود، چه خاکی باید در سر ریخت؟
حالا این اصلا هیچ. داخلی است. شما دقت بفرمایید که این بوق ریتم شعار مرگ بر فلان و مرگ بر فلانجا و اینها را دارد. زبانم لال اگر همیجور پیش برود و "مرگ بر روسیه" هم بوقیزه بشود چه خاکی به سرمان کنیم؟

بوووووووووووووووووووووق ق ق بوقق ق ق ق
باید دوباره برگزار شود!

بو بوق بوق، بو بوق بوق؛ بو بو بو بوق، بو بوق بوق
نترسین، نترسین؛ ما همه ... فلانیم!
این بیت همین الان یک شاکی حاضر و آماده دارد. فرهنگستان ادب پارسی. می‌گویند اگر قرار باشد اشعار با بوق خوانده شود که ما باید برویم بوق بزینم دیگر. فرهنگستان می‌گوید: اگر قرار باشد دیوان حافظ یا شاهنامه‌ی فردوسی با بوق خوانده شود که کار چند گروه زار است:
1- اساتید مسلم
2- شهروندان مسلم
3- برادران مسلم
(همه موارد فوق مشدد هستند)

فرهنگستان ادب پارسی از ان شعار ایراد فنی هم گرفته است که «نترسین» صحیح نمی‌باشد. بهتر است بگوییم: بترسید بترسید... گاز اشک‌آور رسید. یا خیلی چیزهای دیگر رسید.
آن نترسید با این چیزها تناسب ندارد و در تضاد است. درست است که تضاد خودش یک صنعت ادبی است، اما این صنعت خودش بی‌ادبی است.

بوق بوق بوق
این بوق می‌گوید: آقا ما هوای شما را داریم و اصلا این چه وضعش است؟ ولی ما فعلا دستمان بند است. دستمان بند است خودش چند شاخه می‌شود: ما داریم میریم سفر وقت نداریم. اما همینجوری که می‌رویم، در طول راه اعتراض شدید خودمان را اعلام می‌کنیم. بنده همین الان یک اعتراض شدیدی کردم. خیلی‌ها فکر کردند چون کامیون دارد له‌ام می‌کند بوق زده‌ام. در حالیکه آن بوق شدیدترین اعتراض من به وقایع اخیر بود.
یک مدل دیگر اینکه ما تاکسی و راننده خطی هستیم. باید نان بخوریم. همینجوری از ما قبول بفرمایید. ما وقتی مسافران ارجمند دسته‌جمعی در خیابان به نشانه‌ی اعتراض منتظر ماشین ایستاده‌‌اند، بوق می‌زنیم و تحریک‌شان می‌کنیم. آنها هم در پاسخ به دعوت ما یکهو با هیجان زائدالوصفی هجوم می‌آورند. عده‌ای گمان می‌کنند اینها برای زودتر رسیدن به مقصد خوشحال هستند.


بوق بو بوق، بوق بو بوق
در این نوع بوق ما با اسم کاندیدای خاصی روبرو هستیم. این کاندیدا خودش از همان زمان اعلام نتایج دارد بوق ممتد می‌زند. بوق ممتد که جریمه دارد اساسی.


پیشنهاد می‌کنیم از این پس:
1- ماشین‌ها بدون بوق تولید شوند. برای اعلام خطر به شهروندان از هوار هوار کردن، میمک صورت که نشان‌دهنده‌ی شدت عصبانیت و حال به هم خوردگی و چند تا فحش باشد، استفاده شود.
2- برای نصب بوق روی تعداد معدودی خودرو، راننده توسط مراجع صالحه صلاحیت خود را احراز کند.
3- پیش از بیرن زدن از خانه و آغاز کار متن بوق‌ها را به فرهنگستان زبان و ادب پارسی اعلام کند.
4- از زدن بوق دسته‌جمعی جلوگیری شود. زمان‌بندی یا سهمیه‌بندی بوق می‌تواند مشکل را حل کند. مثلا هر کس در روز سه نویت و در هر نوبت 1 ثانیه بتواند بوق بزند.
5- بوق‌ها بادی شود. راننده خود باید در این بوق بدمد و باد آنرا تهیه کند. حالا این باد را از کجاو چگونه تهیه می‌کند، آزاد است! یا ابن روش راننده نفسش از جای گرم بلند نمی‌شود و ملاحظه‌ی هر چیز را نکند ملاحظه‌ی مجاری تولید باد خودش را می‌نماید.

به بوقچی‌ها اعلام می‌کنیم:
بوق اگر بوق تو و کله اگر کله ی ماست
آنچه البته به جایی نرسد این بوق است

نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.