آی طنز > محمد جاوید > كاش مي شد يك كمي ميلاد كج!

كاش مي شد يك كمي ميلاد كج!

محمد جاوید | ۳۰ تیر ۱۳۸۸

واي از آن روزي كه گردد اندكي
دانش و فرهنگ و استعداد كج

شهر هرتي مي شود هر جا كه شد
قامت بيداد سيخ و داد كج

فكر دانشجو كج و مُعوج شود
آن زماني كه شود استاد كج

روزگاري شد اگر بابا قناس
پس يقيناً مي شود اولاد كج

كي كند شوخي خدا با هر كه شد
در زمين مانند قوم عاد كج

واي بر ما دل خوشان ِ خوان غيب
روزگاري گر شود امداد كج

گر كه هشتت كج شود نـُه نيز هم
تا ثريا مي رود اعداد كج

پا شود از دندۀ كج نو عروس
تا ببيند ظاهر داماد كج

رشد آدمها توقف مي كند
آن زماني كه شود ارشاد كج

پيكر شيرين شود قطعاً قناس
گر شود دست و دل فرهاد كج

بس كه كج بختيم گفتم با خودم
بوده شايد بخت قوم ماد كج

با چنين وضع كجي، ترسم شود
برج آزادي (همان شهياد ) كج

شادمان البته گاهي مي شويم
گر كه گردد قـّد استبداد كج

برج پيزا از كجي معروف شد
كاش مي شد يك كمي ميلاد كج

پس كجي هميشه نامطلوب نيست
بستگي دارد چه چيزي باد كج

گفت با «جاويد» رندي كج خيال
هست اشعار تو از بنياد كج

------------------------
مرتبط:

کجستان، مهدی استاداحمد

برچسب ها: کج ، جاوید ، شعر ، طنز
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین
#1 | امیر | URL
گوش استبداد را کر می کنیم
گر نوازیم گوشه های داد کج

نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.