آدمي مي شناسم از باباش
ارث بسيار دارد و من نه
زن آرام و ساكتي گويي
مثل ديوار دارد و من نه
دور از چشم همسرش رعنا
دوسه تا يار دارد و من نه
گرچه يك بار ازدواجيده
قصد تكرار دارد و من نه
در حساب سپرده اش طفلي
پول سرشار دارد و من نه
بيسواد است گرچه اين يارو
دوسه جا كار دارد و من نه
بابت پست هاي دولتي اش
چند طومار دارد و من نه
در دروغ و چاخان و پررويي
يد بسيار دارد و من نه
از زمين هاي غصبي مردم
دوسه هكتار دارد و من نه
روي پيشاني اش به لطف ريا
يك دوآثار دارد و من نه
در ولاالضّالين كشيدن حمد
خيلي اصرار دارد و من نه
مي كشد جانماز را از آب
چون كه اجبار دارد و من نه
سفرعمره و تمتع را
سي چهل بار دارد و من نه
با خانم هاي بد حجاب و لوند
ميل پيكار دارد و من نه
وبه عنوان آمر ِ معروف
لگد انگار دارد و من نه
نهي از منكرش تماشايي است
مشت در كار دارد و من نه
به خيال خودش براي وطن
قصد ايثار دارد و من نه
از امورات كاملاً سري
كسبِ اخبار دارد و من نه
با توجه به كسبِ اين اخبار
نبض بازار دارد و من نه
دوش« جاويد» گفت او حتماً
مهرۀ مار دارد و من نه


قصد تکرار دارد و من نه
در پس نگاه هیزش او
فکر بیمار دارد و من نه
فارغ از دوستی و مهربانیها
قلب بیزار دارد و من نه
فارغ از طعنه و نیش این شاعر
ذهن بی عار دارد و من نه
ممنون.