«خشت اول چون نهد معمار کج»
خشت دوم میشود ناچار کج
«تا ثریا میرود دیوار کج»
با ثریا میشود معمار کج!
«یار بد بدتر بود از مار بد»
البته وقتی نباشد مار کج!
هرچه در دنیای عادی هست راست
هست در اطرافمان بسیار کج
شاطر و سلمانی و خیاط کج
پادو کج، قصاب کج، نجار کج
کج مهندس، کج مربی، کج مدیر
کج پزشک و نرس کج، بیمار کج!
درس کج، شاگرد کج، استاد کج
فکر کج، گفتار کج، رفتار کج
راه کج، راننده کج، مقصود کج
میرسد قطعا به منزل بار کج!
بس که خم شد پشت گلدان تارزن
شد پس از اجرای زنده تار کج!
مثل یوزارسیف و مثل شهریار
میشود حتما عمر مختار کج!
بیتعارف من، شما، ایشان، همه
فرد گمنام و سوپراستار کج
مشتری، کالا، فروشنده، دکان
هرچه میبینم در این بازار کج
دایره وقتی نباشد خوب گرد
بوده حتما سوزن پرگار کج
«درد ما را نیست درمان الغیاث»
قبله هم با عرض استغفار کج!
***
مکتب نابیاست کج دار و مریز
تا ابد ما را نگهمیدار کج...!



جزء بهترينهايت بود
شاعرانه،بانمک،پر مفهوم و خیلی چیزهای دیگه بود
منتها شاید من بیشتر بلد نیستم بگویم
دانش و فرهنگ و استعداد كج
با چنين وضع كجستاني شود
برج آزادي (همان شهياد ) كج
دوش رندي گفت مي ترسم شود
احمد ابن مهدي استاد كج ( البته خدا اون روزو نياره)
شايد در آينده هم چيزهايي كج شود كه با اجازه جناب استاد احمد آن را بر ملا خواهم كرد