محمود فرجامی |
۸ مرداد ۱۳۸۸
از آنجایی که واضح و مبرهن شده است که هر توطئهای هست زیر سر همین اینترنت نامرد و سایتهای نامربوطش است و برای برقراری ثبات و امنیت هیچ کاری مهمتر و ضروریتر از از استعمال فیلتر به سایتهای خبری و غیرخبری و برخود با آنها نیست؛ بدینوسیله برای اثبات حسن و نیت خودمان راهنمای سریع و آسان فیلتر نمودن سایتها را تقدیم به مدیران و مسئولان رده بالای مربوطه میکنیم که استثنائا امیدواریم این یک نوشته در پروندهمان ثبت شود...
محمود فرجامی |
۶ مرداد ۱۳۸۸
البته مُرده شدن زندانیان در زندان که نشانهی هیچ چیزی نیست ولی از آنجا که اخیرا مقامات عالی رتبهی نظام هم نسبت به نحوهی نگهداری و برخورد با زندانیها واکنش رسمی نشان داده اند و حتی یکی از این بازداشتگاهها هم به همین دلیل تعطیل شده است؛ ما به خودمان حق می دهیم در این زمینه اظهار نظر کنیم.
۶ مرداد ۱۳۸۸
هجري احمدينژادي: مبدا تاريخ غنيسازي، نخبهگرايي، جوانسالاري، الهامشناسي و شكوفايي مملكت ايران. هجري موسوي: مبدا مخالفخواندن موافقان و معرفي آنها به صورت قپاني به مراجع ذيصلاح! گفته ميشود مملكت پيش از آقا ميرحسين موسوي سياه و سفيد بود و بعد از آن رنگي و سبز شد. هجري يساري: موسيقي اصيل ايراني، به پيش از و بعد از آقا جواد يساري تقسيم شده است. گفته ميشود يساريسم...
دیدهبان طنز |
۵ مرداد ۱۳۸۸
ماده ۱: تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند ولی وقتی لازم شد دستگیر می شوند. ماده۲: هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان ، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. این ماده باید در کلیه کشورهای دیگر بخصوص اروپا و آمریکا رعایت شود.
۴ مرداد ۱۳۸۸
«زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست»؛ پیرهن شخصی پر ریش و چماقی در دست/ دهنش عربده گوی و نگهش خون آلود؛ ضربه ای زد به من و ساعد دستم بشکست/ «سر فرا گوش من آورد به آواز حزین»؛ گفت با من : خس و خاشاک! اگر کرمت هست...
کاکه تیغون |
۴ مرداد ۱۳۸۸
خواب برای تمام اقوام باستانی به یک سویه اهمیت ندارد. از اقوامی معدودی که فایدۀ ویتامین های بی شمار این پدیدۀ شگفت را حس کرده ، ما هستیم ؛ یکی از پنج هزارساله ترین اقوام جهان. ویتامین های این پدیدۀ شگفتی زا وقتی اثرگذارتر دست به کار می شود که کار از خواب زمستانی و خواب غفلت بگذرد و گپ به خواب قرون برسد.
محمدعلی مومنی |
۳ مرداد ۱۳۸۸
آدم اگر بوق هم باشد میفهمد که این بوقها در راستای اغتشاش و تشویش اذهان عمومی است. قانون هم سرشان نمیشود. میگویند: این تابلو «بوق زدن اکیدا ممنوع» فقط برای مقابل بیمارستانهاست. آخر این چه حرفی است؟ این روزها همه جا بیمارستان است. در این برههی حساس همه مریض هستند. مریض البته ایهام دارد. نه خود مریض. کلمهی مریض.
محمود فرجامی |
۱ مرداد ۱۳۸۸
وبلاگستان ما آنقدرها هم که بعضی ها فکر می کنند، ده آرام و بیدردسری نیست. علاوه بر آنکه گهگاهی همولایتیها مثل همهی روستاییها میانهشان با هم شکرآب میشود و حتی به همدیگر میپرند، گرفت و گیرهای حکومت مرکز هم در وبلاگستان به قوت اعمال میشود. معمولا به دو صورت...
محمد جاوید |
۳۰ تیر ۱۳۸۸
بس كه كج بختيم گفتم با خودم؛ بوده شايد بخت قوم ماد كج / با چنين وضع كجي، ترسم شود؛ برج آزادي (همان شهياد ) كج/ برج پيزا از كجي معروف شد؛ كاش مي شد يك كمي ميلاد كج...
کاکه تیغون |
۳۰ تیر ۱۳۸۸
پس از مولانا هم ارتباط ترکیه با افغانستان کاملا ً قطع نشده است. کاری که یک تکسی ران در استانبول در حق یک فریب خورده می کند ، دقیقا ً همان را بنده های منتخب و برگزیدۀ او در پارلمان افغانستان در حق چند تا سیاه سر و ضعیفه اجرا می کنند. تفاوت فقط در این است که سیاه سر ها معنای گپ های حریفان را خوب می فهمیده اند.
دیدهبان طنز |
۲۷ تیر ۱۳۸۸
نماز جمعهی تاریخی تهران، انعکاسی تاریخی هم در وبلاگستان یافت. بسیاری از وبلاگنویسها دربارهی آن نوشتند و آنهایی که در نماز شرکت بودند همچنان مینویسند. از میان این بسیاری، بعضی هم برای توصیف این رویداد بینظیر زبان طنز را برگزیدند که به چندتایی از آنها که قابل بازانتشار در آیطنز هستند میپردازیم.
محمدعلی مومنی |
۲۵ تیر ۱۳۸۸
این روزها اتفاقاتی میافتد محیرالعقول. تعدادی از دوستان تصمیم گرفتهاند بروند نماز جمعه و هی ما را سوال پیچ میکنند که چه روزی و کجا باید برویم و از قبیل این سوالهای فنی. هر کس برای بار اول میخواهد کاری انجام بدهد باید آدابش را یاد بگیرد. بنده آموزشهای اولیه را در 16 حرکت خدمت نمازگزاران تازهکار عرض میکنم: 1- نمار جمعه در همان روز جمعه برگزار میشود. مگر اینکه...
محمد جاوید |
۲۴ تیر ۱۳۸۸
... روي پيشاني اش به لطف ريا؛ يك دوآثار دارد و من نه / در ولاالضّالين كشيدن حمد؛ خيلي اصرار دارد و من نه / مي كشد جانماز را از آب؛ چون كه اجبار دارد و من نه / نهي از منكرش تماشايي است؛ مشت در كار دارد و من نه / به خيال خودش براي وطن؛ قصد ايثار دارد و من نه...
محمود فرجامی |
۲۳ تیر ۱۳۸۸
قبلا برایتان گفتم که ذهن خیالپرداز من که با رگ و ریشههای روستاییام در هم می آمیزد، وبلاگستان را به شکل روستایی میبینم و هر کدام از بلاگرها را یکی از هولایتیهای این روستای بزرگ. اینبار با چند تا از زنهای همولایتی نظیر شیرین احمدنیا، نازلی کاموری، زیتون و رها از دریچه ذهن دهاتی پسند من آشنا میشوید...
مهدی استاداحمد |
۲۲ تیر ۱۳۸۸
از آنجاییکه در ایام اخیر مسالهی چین و چیزهای مختلف چینی به یکی از مسائل مهم و حیاتی ما تبدیل شدهاست و به خصوص پس از برخوردهای مدل چینی پلیس با آنها (مقصود اویغورهاست) اعتراضهایی صورت گرفتهاست؛ بر آن شدیم که شعر چینیسازی شدهای را که قبلا سروده بودیم در اینجا منتشر کنیم.
فاضل ترکمن |
۲۱ تیر ۱۳۸۸
خوشبختانه علیرغم سن كوتاهی كه دارم، در این سالها، افتخار شركت و عضویت در تحریریههای بسیاری از روزنامهها و نشریات را از نزدیك داشتهام، هم نشریاتی مثل «گلآقا» كه به طور اختصاصی به مقولۀ طنز و كاریكاتور میپرداختند و هم سایر روزنامهها و نشریاتی كه بخش كوتاه یا وسیعی از صفحات خود را به طنز و كاریكاتور اختصاص میدهند. در این مدت، گاهی مات میماندم از ارتفاع اعتماد به نفسهای كاذب...
کاکه تیغون |
۲۰ تیر ۱۳۸۸
بی آبیها چون مردم را به تنگ آورد ، مقامات از راه تلویزیون آنها را در یکی از روز ها به استدیوم ورزشی دعوت کرد تا به امامت یکی از بزرگان دولتی نماز استسقأ بخوانند. خواندند. اما باران نیامد. گویا نمازی که با اذان دولتی ادا شود مستجاب نیست.
آتبین محبتی |
۱۸ تیر ۱۳۸۸
بر طبق تئوریهای مرسوم، پشت پردهی هر چیزی یک چیز دیگریست و اصولا خیلی سادهلوحیست که آدم باور کند چیزها همانطوری هستند که هستند! کتاب هم از این مقوله جدا نیست و ما کشف کردهایم که نویسندهی واقعی بسیاری از کتابها یک آدمهای دیگری هستند که در حقیقت کتابهای خود آنها را هم یک افراد دیگری نوشتهاند. به بخشی از این کشفیات مهم ما توجه میکنید...
محمد جاوید |
۱۸ تیر ۱۳۸۸
« سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد»؛ نوع ال سي دي سامسونگ تمنا مي كرد.../ چون سلحشور شده گاهي و با خواندن وِرد؛ رفع عيب از رُخ پر چين زليخا مي كرد/ گاه طناز تر از ده نمكي ها مي شد؛ سوزوكي را به شبي شاهد و شيدا مي كرد/ يا كه مهران مديري شده با صد چهره ؛ مُفسدان را بنوازيده و رسوا مي كرد...
محمود فرجامی |
۱۷ تیر ۱۳۸۸
یکی از تفریحات من سروکله زدن با اهالی وبلاگستان در قالب روستاییست که شدیدا در عالم خیال با آن خو گرفتهام. هر بار همولایتیها در موقعیت و ماجرایی قرار میگیرند و بیاختیار خنده بر لبم میآید. اینبار شما هم با من به دیدار کبلایی مهدی جامی، مشهدی داریوش محمدپور، علیرضاخان مجیدی، حاج حسینآقای درخشان و شراگیمخان زند در روستایی به نام وبلاگستان بیایید!
محمدعلی مومنی |
۱۷ تیر ۱۳۸۸
اهالی خانهی ما همیشه اصرار دارند که هر چیزی خانگیاش بهتر و سالمتر است. مثلا غذای خانگی، شیرینی، نان یا شیر خانگی که پاستوریزه است. با این اوصاف حتما بازداشت هم خانگی باشد بهتر است دیگر.شواهد که نشان میدهد بازداشت شدهام. خانواده میگوید: شواهد غلط میکند با تو.
مهدی استاداحمد |
۱۴ تیر ۱۳۸۸
«خشت اول چون نهد معمار کج»؛ خشت دوم میشود ناچار کج / «تا ثریا میرود دیوار کج»؛ با ثریا میشود معمار کج! / «یار بد بدتر بود از مار بد»؛ البته وقتی نباشد مار کج! / هرچه در دنیای عادی هست راست...
محمد جاوید |
۱۲ تیر ۱۳۸۸
«دلي دارم خريدار محبت»، هرآن كس را كه بينم دوست دارم / گزينش نيست دراين كار ِ بنده، به عكس ميوه، درهم دوست دارم.../ به دانشگاه رفتم ديدم اي واي، در آن جا هم يك عالم دوست دارم / يكي مي گفت گر با حاجي آقا، شوم امروز محرم دوست دارم
محمود فرجامی |
۱۱ تیر ۱۳۸۸
حافظه شگفتآوری دارد و اسامی تمام آدمها و مکانهایی که با آنها سر و کار داشته، از زمان رضاشاه تا الان را به یاد دارد. البته استثناهای قابل اغماضی هم در این موارد وجود دارند مثل فراموش کردن اسم آقای مصدری که پدرِ مامان بزرگ میفرستد تا آنها را با قطار از نیشابور به تهران بیاورد و مامان بزرگ در این چند ساله هر چه فکر کرده تا به یاد بیاورد، نیاورده. اسمش صفر قلی بود؟