- سلام آقای مشاور
- سلام عزیزم، بفرمایید.
- سوالی دارم دربارهی مصرف بیرویه.
- بله بله. مصرف بیرویه، کار خیلی بدیه. حالا مشکل کجاست؟
- این همسایهی ما از صبح تا شب آببازی میکند.
- آب مظهر پاکی است و سلامتی. پس آببازی جزو تفریحات سالم حساب میشود و اشکالی ندارد.
- پس حق ما چی؟ سهم ما چی؟ کار خاصی نباید کرد؟
- خوب شما هم بروید آببازی کنید.
- شکایت نمیشود کرد؟
- شما میخواهی بگویی ایشان با آببازی کردهاست؟ خوب به شما میخندند. واضح بگویم: مچل میشوید. سیگار که نکشیده، آببازی کرده. حالا با چه وسیلهای آببازی میکند؟
- چه فرقی دارد؟
- فرق میکند آقای محترم. شما بین آفتابه، شلنگ یا لگن تفاوت قائل نیستی؟ یکجوری حرف میزنی که انگار در فرانسه زندگی کردهای. بالاخره هر کسی یک بار هم که باشد، تفاوت شلنگ و آفتابه را درک کردهاست!
طبیعی است یک جاهایی که آفتابه موجود باشد و از شلنگ اثری نباشد، کار آدم سختتر میشود. مخصوصا اگر آفتابهاش مسی باشد. اگر شلنگ باشد، آدم راحتتر است و آزادی عمل بیشتری دارد. اصلا میگوییم طرف باکلاس است و سرکارش با محصولات فرنگی. بسیار خوب، دیگر آبپاشی با شلنگ را که تجربه کردها ست دیگر.
طول شلنگ نسبت مستقمیی با احساس آزادی دارد. هر چقدر طول شلنگ بیشتر باشد، شما بیشتر حال میکنی و برای خودت راه میافتی اینور و اونور و اگر جلویت را نگیرند تا ته کوچه ، بلکه تا سر خیابان را هم آبپاشی میکنی. الان شلنگ آب خانهی همسایهی شما چند متر است؟
- راستش اینها عیالوار هستند، همه چیز را فلهای میخرند که ارزانتر در بیاید. حالا هم رفتهاند سی متر شلنگ خریدهاند.
- سی متر؟ خوب حال میکنندها. آقا چند بار باید گفت «آزادی در چهارچوب قانون». اگر آزادی، ببخشید آب را مجبور باشن با دبه و پیت و لگن جابجا کنند، اینقدر دچار ولنگاری و بیبندوباری نمیشوند. حالا اینکه آببازی میکند، چند ساله است؟
- ای بابا، چقدر ریزهکاری دارد؟
- بله آقا. هم به وسیلهی هدر دادن ربط دارد، هم به سن، هم به جنسیت.
- راستش اینها همهجورهاش را دارند. مثلا بچهکوچکشان هفت ساله است.
- یعنی گروه کودک. در چنین مواردی بروید جلو و یک پسگردنی بهش بزنید، که درس عبرتی باشد برای دیگران. بچهی بیتربیت. البته مواظب باشید که بچهی بیتربیت شما را خیس نکند.
- اگر 12 سال داشته باشد چه؟
- این گروه سنی نوجوانان است. در این موارد پس گردنی نزنید. گوشش را بپیچانید، کفایت میکند.
- برای 19 سال چه توصیهای دارید؟
- برای جوانان 19 تا 28 سال بروید جلو و تشر بزنید. چون اینها دیگر بچه نیستند که شما بخواهید هر غلطی...هر کار بکنید. دقت داشتهباشید که منابع محدود هستند. یکی از منابع زور شماست. شما زورتان به بچههامیرسد. پس عاقلانهاست که بروید و فقط تشر بزنید. اگر بلبلزبان بودند و جواب شما را داد، خطر نکنید و چیزی نگویید. اگر خیلی بهتان فشار آمد، برای اینکه پیش وجدان خودتان راضی باشید، زیر لب چند تا لیچار بگویید. تا بحال تذکر ندادهاید؟
- چرا، گفتم میدانی این آب از کجا میآید؟ گفت: از توی شلنگ. گفتم: خوب آب شلنگ از کجا میآید؟ گفت: از توی شیر آب. گفتم: شیر که آب تولید نمیکند. شاید آب شیر تولید کند، اما شیر آب تولید نمیکند. منبع اصلی این آب میدانی کجاست؟ گفت: توی دیوار. گفتم: ...
- کفایت میکند.عجب بچهی تخسی است.
- آقا کاش مشکل فقط بچهها بودند. پدر خانواده بابای آب را در آورده است. اگر توصیهای دارید بفرمایید.
- در این موارد دیگر تشر هم نزنید. بروید جلو و فقط «چپ چپ» نگاهش کنید. اگر یک جو غیرت داشته باشد باشد، باید برود شلنگ آب را تکهتکه کند.
- برای پدربزرگ خانواده؟
- در این مورد با یک لبخند محبتآمیز رد بشوید.
- این دیگر چه مدلی است؟ یعنی هیچی نگویم؟
- ای بابا! شما انگار احترام به بزرگتر و این حرفها سرت نمیشود. آقا خوب پیرمرد است دیگر، داردآبپاشی میکند. میخواهی به ایشان چه بگویی؟ شما باید شبها بنشینید و از نصیحتهای همین پیرمردها بهره ببرید!
- آقا کار بد، بد است دیگر. پیر جوان ندارد که.
- شما یک لبخند بزنید، این از صد تا فـ.... تشر هم بدتر است.
- عجب. چقدر پیچیدهاست.
- جنسیت و اینها چه ربطی دارد؟
- اگر آبپاشنده و تذکردهنده از جنس مخالف باشند، عملا قضیه منتفی است و البته بسته به سن و سالشان ممکن است عمل خیری محسوب بشود و به سلامتی موجب کاهش آمار جوانان مجرد بشود. اما اگر همجنس باشند، در مورد آقایان احتمال بزن بزن و در فضای زنانه احتمال گیس و گیسکشی وجود دارد.