خاطرهاي از حجت الاسلام ناطق نوري.
پس از آن که رئیس جمهور کرزی از اجباری کردن سربازی سخن گفت , یکی از هموطنان عزیز که در شیراز ایران زند گی می کند و طرفدار سر سخت امام جمعه ی تهران است نوشت
آخند که اذان صبح را می داد،مادربی بی همه را از خواب بیدار می کرد که
نمازبخوانند؛ خودش درعوض تیپ را روشن کرده دوباره زیرلحاف می خزید
در یک برنامه طنز تلویزیونی که در برنامه صبح بخیر ایران اجرا می شود دو خبر ظاهرا طنز خوانده و بحث می شود که فاصله اش با واقعیت خیلی خیلی کم است! این برنامه را که «حرف اضافه» نام دارد جلال سمیعی اجرا می کند و هر روز صبح بین ساعت ۷:۱۵ تا ۷:۴۰ پخش میشود.
سهشنبه ۲۰ بهمن ساعت ۱۶:۳۰ با حضور محمدرفیع ضیایی، مسعود کیمیاگر، ابوالفضل زرویینصرآباد و سیداحمد وکیلیان/ شهرکتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر(بخارست)، نبش کوچه سوم --- * طنزنویسان و علاقه مندان به این حوزه این جلسه را از دست ندهند.
تو که از هرچه سبز سبز تری
با کدامین شعار می آیی
هنوز سه ماه از زمان مردنم نگذشته بود. فکر کنم هفته هفتمم بود که طبق حکم ، سه شنبه صبح ساعت 6 صبح ترانسفر جهنم من رو جلوی ورودی بهشت پیاده کرد و راننده آن ، حسن آقا پلنگ که از چند سال پیش به دیار باقی آمده و الان در شرکت سیر و سفر ناروالجنت اضافه کاری می کند ، رو کرد به من و گفت : دکی با حاله ! برو که روزت روشنه! من که از این جمله هیچی نفهمیده بودم در حالیکه داشتم محل دردناک عذاب های روزهای قبل در جهنم رو ماساژ می دادم وارد بهشت شدم...
دو کلمه حرف حساب از عزیزان ارزشی سر بی کلاه مانده
راهکارهایی برای رهایی روزنامه تهران امروز از مخمصه + عکس.
با شرکت فرجامین پور، دکتر فرجام، مموتی فرجومی و مهندس فرجامی
می دن یارانه ها را خوشه خوشه ، عزیز بشین کنارم/همه شونو می ذارن توی پوشه ، عزیز بشین کنارم/اگه خوشه ت شده سه غم نداره ، عزیز بشین کنارم/می خندیم هردوتا باهم یه گوشه...
از تهران خارج میشیم. اتوبان کرج. بعدش هم جاده چالوس. راننده حمیرا میذاره. تو این اوضاع البته غنیمته. دلم وا میشه. آهنگ سوم شروع نشده هنوز که بهش میگن خاموش کنه. صدای زن حرامه. راننده قیافش میره تو هم. میرم پیشش. یه کم دلداریش میدم . یک سیگار آتیش میزنه. یک نوار مولودی بهش میدن. می خوان ازش دلجویی کنن خیر سرشون. اینو بذار آقای راننده. سفارشیه . اسمش طاهریه...
البته پیام ما همان است که نبوی گفته بود: دیودونه عزیز... پولها را بردار و فرار کن!
ولي آدم بيهنر باشه بهتر از اينكه حسود و نونبُر باشه. مثل همين پرتوخانوم که هوار راه انداخت كه «اين زنيكه رقاصه». ولي خدا به سر شاهده بهتان بود. درسته من دست و دلم به هنر ميره ولي رقاص نيستم. رقاصي خيلي كار بديه و شير ننهم حرومم باشه اگه من اهل رقاصي و خصوصا خوش رقصي بوده باشم. ميدوني دلم از چي خونه جوني؟ بايد از صبح تا شب با هزار جور ساز از سر ناچاري برقصم. اين يكي ميگه معتدل باش اون يكي ميگه جوونپسند باش يكي ديگه ميگه حواست به روشنفكرا باشه اون ميگه زياد خشك نباش... خلاصه هر كسي يه سازي ميزنه و من واسه نون خوردن اين چارتا روزنومه چي كه زير بال و پرم هستن مجبورم به ساز همه برقصم. اما اين اسمش رقاصي نيست. رقاصي يعني اينكه...
این خبرگذاری های دولتی محشرند ولله!
نمردیم معنای جنگ نرم آقایان را هم فهمیدیم.
من بودم و اِسي دست طلا و كامي هَپَروتي! هر سه نفرمان مدتها بود كه با هم دوست بوديم و رفيق دسته ديزي. دوستي ما از دوران مدرسه رفتنمان شروع شد. كلاس دوم راهنمايي بودم كه با اسي و كامي پشت يك نيمكت مينشستيم و با لوله خودكار و ارزن بچه ها را هدف قرار ميداديم. كامي پسر درسخواني بود...
اعلان آخرین اجرای استندآپ کمدی محمود فرجامی و لینک سخنرانی طنزآمیز ریچارد داوکینز در مورد شگفتیهای جهان با زیرنویس فارسی
تمام اعتراضهاي سعيد عليحسيني به اين است كه چرا آن موقع كه حسين رضازاده نمونهاش نميآمده، يكي از مربيان تيمملي به جايش نمونه داد، اما وقتي كه او نمونهاش نميآمده، همه نمونه بند(!) شده بودند و كسي اعلام آمادگي نكرد! علي حسيني بايد به سرنوشتش احترام بگذارد و بپذيرد كه قسمتش شكستن ركورد ديگران نبوده، اما قبول كنيد خيلي زور دارد سرنوشت آدم را با يك نمونه ادرار نابود كنند!
وی با اشاره به اختصاص بودجه ۲۰۰ میلیارد ریالی در حوزههای فضای مجازی در سازمان ملی جوانان، اظهار داشت: «۱۰۰ میلیارد ریال از این اعتبار برای نشاندادن سرخوردگی جوانان آمریکایی از دولت اوباما اختصاص داده شدهاست.»
می گویم مادر،فکرمی کنی جنت هم تیلفون داشته باشد؟ می گوید
صددرصد دارد ولی کسی وقت گرفتن گوشی را ندارد
شوخ طبعی با لهجۀ هراتی
وا...زبونتو گاز بگير نکبتي... جرم چيچيه؟ جنايت کدومه؟... آدم که نکشتم، از ديوار مردم که بالا نرفتم، اهل خشونت كه نيستم،در و همسايه آزاري که نکردم، هوو كه نبردم رو سر زن مردم،آبروي ناموس مردم رو که نبردم... نسناس... دست دست دست... آقايون مرخص!