ای نماینده اصولگرا!/
/اینقدر کمتحملی تو چرا؟/
ای که از کار بیدرایتِ تو/
پر شده کشور از حکایتِ تو/
افزایش توانایی تطابق با محیط اطراف، افزایش خلاقیت و قوه ابتکار و گستردگی دایره تفکر هم از فواید دیگر خندیدن روی بدن انسان است. جالب است بدانید بر اساس نتایج مطالعاتی که در دانشگاه اوهایو صورت گرفته، تأثیر خنده در جهت افزایش طول عمر انسان در حد هفت تا هشت سال به اثبات رسیده است
/عارفی کز جمله ی اوتاد بود/
با مریدان شد به راهی صبح زود/
و سرانجام انتشار یک خبر خوب در خبرگذاری فارس!
آخرین بار که یک غلط بزرگ کردم و یک حرف زشت در باره ی مقدسات زدم، همین چند روز پیش بود. بزرگان می گویند نقل کفر کفر نیست پس به خودم اجازه می دهم غلطی را که قبلاً کرده ام و از کردن اش مثل سگ پشیمان شده ام دوباره بازگو کنم. آری...
گفتگو با یاشار و بهاره صلاحی
کار به گادرین هم کشید. بله این جوریست آقای وکیلالدوله!
کسى گفت با من: چرا این جورى ست؟
/
چرا ساز مزقونشان لاى پا ست؟/
/
چرا آلت سازشان مخفى است/
/
نپرسد کسى این صدا از کجاست؟/
از حکم ۲۵ ضربهی شلاق یک قاضی در اراک برای یک کاریکاتوریست که چهرهی نمایندهی سابق این شهر را کشیده، آنقدر ناراحت ام که تصمیم گرفتم با استفادهی آماتوری از نرمافزار Paint نخستین کاریکاتور عمرم را بکشم
کتاب"یک،دو،سه، طنز"بالاخره افتان و خیزان خودش را به نمایشگاه کتاب رساند!این کتاب (که نشر مروارید منتشرش کرده) گزیدۀ آثار 50 طنزنویس معاصر است که در دو کتاب پیشین این نشر("طنزآوران امروز ایران" و "یک لب و هزار خنده" )غایب بوده اند.
این سازمان مدافع حقوق بشر با محکوم کردن حکم صادر شده برای محمود شکرائیه، مجازات او را "وحشیانه" دانسته است.
شروع به خواندن کردم و دیدم بعضیها واقعا قربانیان طنز موقعیت شدهاند مانند نسیم شمال که در زمان خودش در مورد ارزاق و فسنجان و... شعر میگفت. مثل حالا که میخواهند در مورد مترو، یارانه و سیاستهای اقتصادی حکومت شعر بنویسیم. که این کار به نظر من فوق العاده غیرحرفهای است.
در پی حکم ۲۵ ضربه شلاق برای محمود شکرایه، کاریکاتوریست نشریه امیر در استان مرکزی، به جرم کشیدن کاریکاتور احمد لطفی آشتیانی، نماینده اصولگرای اراک در مجلس ایران، مانا نیستانی، کاریکاتوریست ایرانی از هم صنفان خود خواسته تا در اعتراض به این حکم، هر کاریکاتوریست، کاریکاتوری از آقای آشتیانی به تصویر بکشد.
تنهایی من شوخ ترین لذت دنیاست
/
این شوخ ترین لذت بی منت دنیاست
اگر قرار به عذرخواهي و كنارهگيري باشد، مسئولين ما پس كي به كار خدمت خلق برسند؟ روز و شب بايد بابت مسايل ريز و درشت عذرخواهي كنند و كنارهگيري نمايند و سنگ روي سنگ بند نميشود. فرصت خدمت به مردم محدود است و نبايد به رايگان از دست برود.
ابوالفضل زرويي نصرآباد در بخشي از مقدمه اين كتاب درباره ويژگيهاي طنز اين شاعر و طنزپرداز آورده است: «طنز عرباميري، طنزي فخيم، نجيب و مبتني بر تعاريف جهاني و آكادميك طنز است. از پرخاشگري و پردهدري ميپرهيزد و عفت كلام را فداي جذب مخاطب بيشتر نميكند.»
فاعتبروا یا اولیالتصوار!
/بلبشو، قشقرق، الم شنگه/
برقرارست در تله ویزیون/
/
/این یکی مژده میدهد که رژیم/
تار و مارست در تله ویزیون/
/
/آن یکی آمده ز سوی رژیم/
پاسدارست در تله ویزیون/
فوتوکاتور
اصلا ما آمریکا را داخل آدم حساب نمی کنیم، یک مشت وحشی اروپایی رفتند سرخپوست های عزیز دل ما را کشتند و حالا هم دارند بقیه شان را تکه تکه می کنند، چند میلیون ایرانی هم رفته اند آمریکا برای نجات دادن بقیه سرخپوست ها، وگرنه ما از همان اول می گفتیم سیاه و سفید برادرند. مثل همین بلال حبشی که خود کوروش دستش را گرفت و گفت بیا اپرای کارمن را بالای مناره اولین بار اجرا کن.
روزى، روزگارى در ولایت غربت، مردم براى شتر خیلى ارزش و احترام قائل بودند و مى گفتند هیچ کس حق ندارد به شتر، حرفى نازک تر از گل بگوید. آنها معتقد بودند که آه شتر، گیرا است و هر کسى را که شتر نفرین کند، پیسى و برص و قولنج و درد لاعلاج مى گیرد.
یک آقای خیلی بدی نشسته بود لب باغچه، آلبوم عکس خانوادگی دستش بود و هی نشان یک جوان نوخط خوش برورویی می داد و می گفت: این گل آقا را می بینی؟ مووووووچ! خیلی خوب بود، از بیخ معتقد به ولایت فقیه بود، اینقدر معتقد بود که بهترین طنزنویس کشور شد. بعد عکس یکی دیگر را نشان می داد و می گفت: این سید حسن حسینی را می بینی، موووووووچ! مااااااه! جیگری بود. تو نمی دانی چقدر به ولایت اعتقاد داشت، اعتقاد داشت تا ته. اصلا حرف نداشت. بعد عکس قیصر امین پور ...
/سر ِ انجامِ غسل ارتماسی/
کف استخر پیش آمد تماسی/
/تفاوت میکند در آب و خشکی/
سفیران را زبان دیپلماسی/